« شماره سوم زنستان منتشر شد | صفحه اصلی | ;;;;;;;;;; »

بيانيه شماره ۲: با حرکتی آرام و مدنی به شکل مسالمت آمیز در "پارک" ميدان هفت تیر گرد هم می آییم

یکشنبه ۲۱ خرداد ۸۵

زنستان:ما زنان طي يكصد سال گذشته يعني از زمان صدور فرمان مشروطيت و شكل گرفتن قوانين ، براي كسب حقوق برابر و عادلانه تلاش كرده ‎ايم. تلاش ما در طول يك قرن گذشته (هم در روش و هم در مضمون) مسالمت ‎جويانه، مدني و صلح ‎آميز بوده است و از روش ‎هاي خشونت ‎آميز و شعارهاي احساسي و غيرصنفي پرهيز كرده ‎ايم. نمونه روشن و مستند اين روش مدني در 22 خرداد سال گذشته مقابل دانشگاه تهران است. زنان حق طلب ايراني در 22 خرداد سال گذشته با حضور آرام و نمادين و خواندن سرودهاي صلح ‎طلبانه و زنانه، مسالمت ‎آميز بودن اعتراض خود را ثابت كردند. بنابراين از همه زنان حق طلب و عدالت ‎جو و مدافعان حقوق حقه زنان مي ‎خواهيم كه امسال نيز همچون سال گذشته از سر دادن شعار بپرهيزند. مسلما حضور نمادين و صلح ‎جويانه ‎ي ما براي بيان دردها و مشكلات ‎مان، كافي خواهد بود. ما با حضور نمادين خود مي ‎خواهيم به قانون ‎گذاران كشورمان بگوييم كه تحت اين قوانين ناعادلانه، زن ايراني نه تنها در جامعه، در محيط ‎هاي شغلي و در امور اجتماعي بلكه حتا در پستوي خانه ‎اش هم امنيت ندارد .
از اين‎رو با توجه به آن ‎كه هيچ‎يك از امضاءكنندگان فراخوان تجمع، قصد ايجاد ترافيك و برهم زدن نظم شهر و ايجاد مشكل ‎ براي شهروندان را ندارند، از همه ‎ي كساني كه مي‎خواهند در تجمع روز 22 خرداد شركت كنند درخواست مي ‎كنيم با آرامش و فقط با حضور خود در پارك جنب ميدان هفت تير (واقع در ابتداي خيابان قائم مقام - ساعت 5 الي 6) اعتراض مدني و مسالمت ‎آميز خود را نشان دهند .

07:09 PM | نظرات : 2


22 خرداد: روز همياري زنان و مردان ايراني براي ”احقاق حقوق زنان“

شنبه ۲۰ خرداد ۸۵

زنستان: بيش از 1600 امضا: در حمايت از اعتراض مسالمت‎آميز زنان
درپي فراخوان جمعي از فعالان جنبش زنان براي برگزاري تجمعي مسالمت آميز در اعتراض به قوانين زن ستيز ، به مانند سال گذشته، جمع وسيعي از مردان و زنان آزادانديش به رغم تفاوت‎هاي فكري و عقيدتي‎شان از اين حركت پشتيباني كرده‎اند. همبستگي متفكران و شخصيت‎هاي مختلف در پشتيباني از يك ”حركت اجتماعي“ در ايران اگر نگوييم بي‎سابقه، حداقل كم سابقه است.
اين حمايت گسترده، از دايره‎ي شخصيت‎هاي مستقل به گروه‎ها و سازمان‎هاي مدني، سياسي و دانشجويي نيز تعميم يافته است. نهادها و گروه‎هايي كه از تهران و شهرستان‎ها چون كردستان، تبريز، گرگان، اروميه و... هم‎چنين دانشگاه‎هاي مختلف تهران و شهرستان‎ها، انجمن برندگان جايزه نوبل صلح، بنياد پژوهش‎هاي زنان ايران، سازمان‎هاي زنان از ديگر كشورها مانند ليگ فمينيستي قزاقستان، سازمان منطقه‎اي ”زنان تحت قوانين اسلامي“ (ولوم)، ائتلاف زنان آسيا و خاور ميانه، و سازمان‎هاي حقوق‎ بشري همچون سازمان عفو بين الملل و سازمان حقوق بشر اول، بيش از 100 نفر از اساتيد و روشنفكران غيرايراني و تعداد كثيري از وبلاگ‎ها و سايت‎هاي مستقل از برگزاري تجمع مسالمت‎آميز زنان در 22 خرداد در ميدان هفت تير تهران (ساعت 5 الي 6) حمايت كرده‎اند. از زمان اعلام اين فراخوان (سه‎شنبه 16 خرداد) تاكنون تعداد امضاها از 1600 نفر فراتر رفته است.
اکنون تعداد امضاهاي زنان و مردان به 1300 امضا رسيده كه البته بر اين تعداد: کردستان (230 امضاء)، دانشگاه تبريز (140 امضاء) و امضاهاي دانشجويان دانشگاه زابل، امضاهاي اينترنتي (90 امضاء)، وبلاگ‎ها (120 وبلاگ)، سازمان هاي ايراني هم‎چون گروه سايت دخترك، سازمان آزادي زنان، انجمن حق زنان و... از تجمع حمايت كرده‎اند. هم‎چنين فمينيست‎هاي برجسته‎اي هم‎چون ”گاياتري اسپيواك“ و 6 برنده‎ي جايزه‎ي نوبل: شيرين عبادي (ايران)جودي ويليامز (آمريكا) بتي ويليامز (ايرلند)، ونگاري متاعي (كنيا)، ريگوبرتا منچو (گواتمالا)، آلفريد جلنيك (برنده جايزه نوبل ادبيات) و...، همين‎طور نشريات دانشجويي را نيز مي‎توان به اين فهرست افزود .
از ميان نزديك به 1000 نفر از زناني که از فراخوان اين تجمع و خواسته‎هاي آن حمايت کرده اند نام‎هاي آشناتر شاعران ، نويسندگان، روزنامه‎نگاران، حقوقدانان... هم‎چون سيمين بهبهاني، پوران فرخزاد، شيرين عبادي، مهرانگيز كار، شهلا لاهيجي، ثريا قزل‎اياق، دكتر منصوره اتحاديه، دكتر ناهيد توسلي، فريبا داوودي مهاجر، مسرت اميرابراهيمي، نرگس محمدي، ژيلا بني‎يعقوب، نسرين ستوده، فرزانه طاهري، هما زرافشان، دكتر نيره توحيدي، اكرم دادخواه، لي‎لي فرهادپور، آنتونيا شركا، دكتر شيوا دولت آبادي، سهيلا بسکي، مهناز آذرنيا، فيروزه مهاجر، فرشته ساري، مريم حسين زاده (مختاري)، دكتر شهلا حائري، دكتر هما هودفر ، فاطمه حقيقت‎جو، دكتر رويا طلوعي، دكتر سهيلا وحدتي، مائده طهماسبي، خديجه مقدم، دكتر نهضت فرنودي، دكتر زيبا ميرحسيني، دكتر اليز ساناساريان، روحي افضل، عفت ماهباز ، رضوان مقدم، شيوا نظرآهاري، الهه اماني سوسن طهماسبي،منصوره شجاعي، شهلا انتصاري، مژده دقيقي، زهره ارزني، آسيه اميني، آزيتا شرف جهان، روزيتا شرف جهان، منيژه نجم عراقي، مهشيد راستي، مريم ايزد پناهي، سپيده زرين پناه، پروين اشرفي ، فروغ نيري، فرزانه راجي، هنگامه شهيدي، نيلوفر بيضايي، سپيده يوسف‎زاده، دكتر شهلا عبقري، پروين اردلان، نوشين احمدي خراساني، هما سرشار، دكتر آزاده كيان، سپيده شاملو و صدها نام ديگر را مي توان مشاهده کرد.
همچنين از ميان مردان حامي اين فراخوان ( نزديك به 700 نفر) نام‎‏هاي آشناتر نويسندگان، روزنامه‎نگاران، پژوهشگران، هنرمندان، دانشجويان، فعالان سياسي.. هم‎چون بابك احمدي، فريبرز رئيس‎دانا، اكبر گنجي، ناصر زرافشان، كيوان صميمي، مجيد تولايي، سيدعلي صالحي، مسعود بهنود، حسين ورجاوند، مصطفي تنها، محمد علي عمويي، علي‎رضا جباري، رضا دلبري، سيامك طاهري، حسين باستاني، مهران مهاجر، علي افشاري، اردشير رستمي، كاظم علمداري، جعفر پناهي، محمد صديق كبودوند، عليرضا كرماني، باربد گلشيري، كيان تاجبخش، علي‎اكبر مهدي، ماشالله آجوداني، اميد معماريان، هادي قائمي (ديده بان حقوق بشر)، رضا معيني (گزارشگران بدون مرز)، بهمن احمدي امويي، ايرج سيف، فرهاد داوودي، حسن سربخشيان، اكبر سيف و.... به چشم مي خورد.
اسامي سازمان‎هاي بين‎المللي كه از اين تجمع حمايت كرده‎اند:
1- سازمان زنان نوبليست (زنان برنده جايزه صلح نوبل)
2- شبکه زنان، آفريقاي جنوبي
3- انجمن ارتباطاب پيشرو، آفريقاي جنوبي
4- زميرنت، کروواسي
5ـ گروه مشارکتي فعاليت براي برابري جنسيتي، مالزي
6- حقوق بشر اول، سازمان بين المللي حقوق بشر، نيويورک
7- فرانت لاين، سازمان حمايت از مدافعان حقوق بشر، ايرلند
8- مجمع تحقيقات و آموزش توسعه، لبنان
9ـ امداد انساني براي زنان و کودکان افغانستان
10- تابو، گروهي براي تثبيت تکثر
11- شبکه انفورماتيک زنان خانه به دوش، سوئد
12- جامعه فمينيستي قزاقستان
13- بنياد جهاني جمعيت، هلند
14- سازمان زنان طرفدار حقوق بشر زنان، ترکيه
15 ـ جنبش خود ارتقائي زنان، زيمبابوه
16ـ انجمن ايتاليايي زنان و توسعه، ايتاليا
17ـ سازمان بين المللي آموزش و همكاري زنان براي حقوق توسعه و صلح
18ـ شبکه بين المللي حقوق باروري، هلند
19ـ ائتلاف زنان آسيا و خاور ميانه
20ـ انجمن خواهران در اسلام، مالزي
21 ـ شبکه بين المللي زنان تحت قوانين اسلامي
22 ـ شبکه همبستگي بين المللي
23ـ شبکه عربي- آمريکايي
24ـ سازمان مداخله خلاق
25ـ پروژه عدالت تي-جي-آي
26 ـ پروژه خانوادگي احسان
27 ـ پروژه ائتلاف دموکراسي
28 ـ بنياد سيگريد رورينگ
29 ـ فدراسيون حقوق بشر هلسينکي
30ـ سازمان اطلاع رساني(اينفورم)، سريلانکا
31ـ جامعه مصري توسعه مشارکت اجتماعي
32ـ وي-دي کاراما
33ـ انجمن زنان آي- دي- پي
34ـ ريشه ها--سازمان احياء سنتهاي بومي، سريلانکا
35ـ حزب فمينيست سوئد
36 ـ سازمان سي-اي-دي-اس، كشور کامرون
37 – شبكه جنسيت آينده ـ اروپا

11:48 AM | نظرات : 1


چرا مي خواهيم اعتراض كنيم؟

جمعه ۱۹ خرداد ۸۵

logo-zananzzzz.jpg

چرا مي خواهيم 22 خرداد به خيابان برويم و به قوانين زن ستيز كشورمان اعتراض كنيم؟

براي اينكه :
زن با ازدواج یکسری از حقوق خود همچون:تعیین اقامتگاه، اجازه سفر و خروج از کشور را از دست می دهد و اشتغال او مشروط به اذن همسر می شود. زن همچنین با ازدواج مکلف به تمکین از مرد می شود به گونه ای که بر اساس قانون هرگاه مرد اراده کند زن باید آماده برقراری رابطه جنسی باشد. نابرابری در سن ازدواج نیز یکی دیگر از موارد تبعیض در حقوق ازدواج است. سن ازدواج مقرر شده در قانون برای دختر 13 سالگی است و پدر می تواند با اجازه دادگاه دختر را قبل از این سن نیز شوهر دهد و علاوه بر این دختران باکره برای ازدواج حتما باید اجازه پدر و جد پدری را داشته باشند وگرنه آنها می توانند بعد از ازدواج عقد نکاح را از طریق دادگاه ابطال کند.ریاست خانواده نیز بر اساس قانون مدنی به طور مطلق در اختیار مرد است. ضمنا زنان ایرانی نمی توانند بدون اجازه وزارت کشور با فرد خارجی ازدواج کنند ولی این محدودیت برای مردها وجود ندارد.

براي اينكه :
طبق قانون طلاق حق مرد است و مرد می تواند هر وقت که بخواهد زنش را طلاق بدهد.اما در صورتیکه تقاضای طلاق از سوی زن مطرح شود او باید مواردی همچون : سو رفتار همسر، ندادن نفقه، اعتیاد و حبس بودن همسر و .... را اثبات کند، که اثبات این موارد در دادگاه بسیار مشکل است و در اغلب اوقات زن پس از گذراندن یک زمان چند ساله موفق به اثبات آن می شود.البته در این موارد نیز زنان برای رهایی خود از قید ازدواج باید مهریه خود را ببخشند.

براي اينكه :
در قانون ما حضانت و ولایت فرزندان دو مفهوم جداگانه دارد.حضانت به معنای نگهداری فرزند است و ولایت به معنای سرپرستی و اداره امور مالی، تصمیم در مورد تحصیل، محل زندگی، اجازه خروج از کشور،اظهار نظر و اجازه در مورد مسائل درمانی بچه و موارد دیگر .... است. بر اساس قانون مدنی مادر هیچ وقت نمی تواند سرپرست فرزندش باشد و حتی در صورت نبودن پدر و جد پدری نیز سرپرستی فرزندان به او تعلق نمی گیرد و تنها می تواند قیم فرزند خود باشد که در آن صورت هم اداره سرپرستی زیر نظر دادستانی کشور بر کارهای مادر نظارت دارد و حتی حق فروش اموال فرزندان نیز به عهده اداره سرپرستی است.
در رابطه با حضانت نیز: مادر پس از طلاق، حضانت فرزندان را از دست می دهد و فرزندان مشترک فقط تا سن 7 سالگی تحت حضانت مادر هستند و البته در همین زمان نیز اگر زن ازدواج کند، حق حضانت فرزندانش را از دست می دهد.

براي اينكه:
بر اساس قانون ما مرد می تواند 4 زن عقدی و بی نهایت زن صیغه ای داشته باشد.

براي اينكه:
بر اساس قانون مدنی ایران زمانی که پدر و مادر فوت کنند و فرزند دختر و پسر داشته باشند. پسران دو برابر دختران ارث می برند.
در صورت فوت زن یا شوهر نیز ارث بردن آنها از همدیگر نابرابر است چون در صورت فوت شوهر اگر مرد فرزند داشته باشد زن یک هشتم از اموال وی را و در صورتیکه فرزند نداشته باشد یک چهارم اموال او را می برد و آنهم فقط از اموال منقول و اعیانی غیر منقول (قیمت خانه، درخت بدون در نظر گرفتن زمین آنها) اما شوهر در صورت فوت زنش اگر زن فرزند داشته باشد یک چهارم از کل اموال و در صورت نداشتن فرزند نصف اموال را به ارث می برد. اگر زن ورثه دیگری نداشته باشد کلیه اموال به شوهر می رسد در صورتیکه اگر شوهر ورثه ای نداشته باشد یک چهارم اموال را زن ارث می برد و بقیه به دولت می رسد.بدبختی آنجا است که مردی بمیرد و چند زن داشته باشد. همان سهم یک هشتمی یا یک چهارمی بین تمامی زنانش تقسیم می شود.

براي اينكه:
طبق قانون مدنی در صورت ازدواج زنان تابعیت شوهر خود را کسب می کنند و تا زمانی که متاهل هستند نمی توانند ترک تابعیت کنند. متاسفانه در کشور ایران تابعیت پدر به فرزندان داده می شود و حتی اگر زنی ایرانی در ایران با مرد خارجی ازدواج کند و فرزندش در ایران متولد شود باز ایرانی به حساب نمی آید و فرزند او بیگانه ای بیش نیست.زنان ایرانی که با افغانی ها ازدواج کرده اند و هم اکنون مجبور به ترک کشور هستند نمونه بارز این مسئله هستند.

براي اينكه:
سن مسئولیت کیفری برای دختران 9 سال قمری(8 سال و 9 ماه شمسی) و برای پسران 15 سال قمری(14 سال و 6 ماه شمسی) است. به گونه ای که اگر دختر 8 ساله که بچه ای بیش نیست مرتکب خطایی شود با او مثل یک انسان بزرگسال رفتار می کنند و تمامی مجازاتی را که قانون در نظر گرفته است(حتی اگر اعدام باشد) برای او نیز صادر می شود. تنها استثنا هم این است که حکم پس از رسیدن به 18 سالگی اجرا می شود و کودک مجرم این مدت را باید در زندان بگذراند.

براي اينكه:
در قتل غیر عمد و یا شبه عمد دیه زن، نصف دیه مرد است و در صدمه دیدن اعضا نیز دیه ای که به زن تعلق می گیرد نصف دیه مرد است.

براي اينكه:
در بعضی موارد زنان حق شهادت دادن ندارند، مثل زنای محصنه،عفو از قصاص، وصیت و .... در مواردی هم که شهادت زن پذیرفته می شود، شهادت زن نصف مرد به حساب می آید و معمولا در مورد واقعه ای که زنان شهادت می دهند باید یک مرد نیز در آن مورد شهادت دهد.

براي اينكه:
بر اساس قوانین فعلی زنان حق قضاوت ندارند، یعنی یک زن قاضی نمی تواند در دادگاه های ایران رای صادر کند و یا یک تصمیم قضایی بگیرد.زنان با پایه قضایی در قوه قضائیه استخدام می شوند اما به عنوان مشاور در دادگاه ها خدمت کرده و قضات مرد در دادگاه های خانواده در پرونده ها جاری نظر آنان را می پرسند اما مکلف به تبعیت از این مشاوره نیستند.

اگر شما هم به اين قوانين اعتراض داريد.اين فراخوان را امضا كنيد. دوشنبه 22 خرداد به ميدان هفت تير بياييد و تا آنجايي كه مي توانيد صداي اعتراض زنان را به گوش ديگران برسانيد

اين ها را از وبلاگ انجمن زنان زنده برداشته ام

05:59 PM | نظرات : 1


22 خرداد: تجمع مسالمت‎آميز زنان در اعتراض به قوانين زن ستيز

سه شنبه ۱۶ خرداد ۸۵

logo-zananzzzz.jpg

از زمان تدوين قوانين در انقلاب مشروطه، طي 100 سال گذشته، تلاش زنان ايراني همواره متوجه دستيابي به حقوق برابر و
انساني بوده است. اما با وجود تمامي اين تلاش ها، در کليه قوانين از جمله قوانين مدني و جزايي، حقوق اوليه زنان همچنان ناديده گرفته شده و بن بست هاي قانوني بسياري را بر زندگي زنان جامعه ايراني تحميل کرده است.
ما زنان در 22 خرداد سال گذشته يک دل و يک صدا اعتراض خود را به کليه قوانيني که حقوق زنان را نقض کرده ابراز داشتيم اما مطالبات بر حق ما همچنان بي پاسخ مانده است. بدين سبب امسال نيز در پيگيري قطعنامه 22 خرداد سال گذشته دوباره گرد هم خواهيم آمد و خواسته هاي مشخص خود را از جمله منع چندهمسري، لغو حق طلاق يکطرفه مرد، حق ولايت و حضانت بر فرزند توسط پدر و مادر به طور مشترک، تصويب حقوق برابر در ازدواج (مانند حق بدون قيد و شرط اشتغال و حق تابعيت مستقل زنان متاهل و...)، تغيير سن کيفري دختران به 18 سال، حق شهادت و ديه برابر، و لغو قانون قراردادهاي موقت كار و ديگر قوانين تبعيض‎آميز اعلام خواهيم کرد.
از اين رو از همه شهرونداني که به نقض حقوق زنان در قوانين موجود اعتراض دارند مي خواهيم به گردهم آيي که به اين منظور در روز دوشنبه 22 خرداد ماه 1385 (ساعت 5 الي 6 بعدازظهر در ميدان هفت‎تير) برگزار مي‎شود بپيوندند.

ادامه امضاهای زنان و همین طور امضاهای مردان را ببینید و در صورت تمایل شما نیز این فراخوان را امضا کنید

01:15 PM

شنبه ۱۳ خرداد ۸۵

كتاب« يادداشت هاي روزانه ويرجينيا وولف»بالاخره تمام شد. اين بالاخره نه به خاطر اينكه كتاب سختي بود يا طولاني.بالاخره؛ براي اينكه مي خواستم لحظات آخر را ببينم.لحظات آخري كه چهار روز مانده به مرگ نويسنده نوشته شده بودند. مي خواستم ببينم شوق مرگ يا نزديكي اش را مي فهمم يا نه؟ نشانه ها اما خيلي كمرنگ بود و حتي جاهايي مثل افعال معكوس بود. مثل آدم هايي كه وقتي از همه چيز مي برند. وعده يك برنامه منظم و شاد را به خود مي دهند.
كتاب نزديك دو ماه دستم بود و ارام آرام خواندمش. با يك لذت خفيف و ملايم. هيچ وقت خسته ام نكرد و وسوسه نشدم كنار بگذارمش و در عين حال نخواستم كه يك دفعه آن را سر بكشم. يادداشت ها حاصل 27 سال زندگي بود. آن هم زندگي ويرجينيا وولف و ارزش تامل را داشت.از وولف قبلا دو كتاب را ديده بودم: اتاقي از ان خود و به سوي فانوس دريايي. اما هيچ كدام را بيشتر از 10 صفحه نخوانده بودم. سخت بودند وخسته ام كردند. حالا اما كه مي شناسمش و مي دانم هر كدام از اين كتاب ها چطور متولد شده اند شايد بهتر بتوانم با آنها ارتباط برقرار كنم.
اين اولين باري بود كه نوشته هاي يك نويسنده را درباره كتاب هايش مي خواندم. تلاش مداومش براي خلق يك رمان يا حتي يك مقاله و يك نقد ادبي برايم جالب بود و جالبتر از آن وسواس و سخت گيري كه براي جمله، جمله نوشته‌هايش داشت. فقط اين هم نبود بعد از آن، توجه و بي توجهي تواماني بود كه به نقدها و واكنش هايي كه نسبت به نوشته هايش ابراز مي شد داشت.
گاهي اوقات وولف احساسات و افكار من را با كلمات خودش مي گفت و گاه شديدا مي فهميدم چه مي گويد. مثل همان حرفي كه درباره تلخ بودن نويسنده ها و تيره شدن كتاب هايشان نوشته و گاهي نيز آن چه را كه حس مي كردم اما نمي فهميدم برايم عيان مي كرد.مثل حرف هايي كه درباره لذت نوشتن و خلق اثر فارغ از خوانده شدنش و واكنش هايي كه در پي دارد مي نوشت.
برايم جالب بود كه در عين حال كه توجه زيادي به عكس العمل هاي ابراز شده نسبت به نوشته هايش نشان مي داد و اين نقدها و اظهار نظرها برايش مهم بود. گاهي نيز كاملا نسبت به آنها بي توجه مي شد: هنگامي كه در حال نوشتن كتابش بود و فقط به نوشتن فكر مي كرد ؛وقتي تصحيح حروفچيني را تمام كرد و ان را به ناشر مي سپرد و ان جمله هميشگي :"چه خوب، چه بد تمام شد ."را مي گفت و وقتي پس از انتشار با نظرات مختلف مواجه مي شد و براي خلق يك اثر تازه احتياج به سكوت و فاصله گرفتن از آثار قبلي داشت.
حالات متغيير روحي اش هم عجيب بود. سردرد ها و بيماري هايي كه گاه هفته ها و حتي ماه ها او را در بستر نگه مي داشت. ناراحتي هاي روحي و افسردگي هايي كه در كارش خلل ايجاد مي كرد و در كنار آنها ايامي كه مثل ماشين، مداوم و پرتلاش كار ميكرد. مي خواند. رمان مي نوشت. مقاله و نقد ادبي مي نوشت و گاه در كنار بازنويسي يك داستان(كه برايش طاقت فرسا ترين كار بود) كتاب سبك ديگري را شروع مي كردو ايده اش را مي پروراند.
تلاش وولف براي رسيدن به سبك هاي جديد و چگونه نوشتن را هم خيلي دوست داشتم. اين تلاش وقت برايم جالب مي شد كه سبك قبلي اش با موفقيت و استقبال روبرو شده بود و او بدون ترس از شكست دنبال يك سبك جديد بود براي اينكه حرف هايش را در قالبي نو و بهتر بزند.چنانكه خودش هم مي گويد: «خودم را واداشته ام كه هر قالبي را بشكنم و شكلي نويني از بودن را بيابم، يعني فرم تازه بيان را براي هرچه كه مي انديشم و احساس مي كنم. اما رسيدن به اين حالت نيازمند تلاش دائمي، اضطراب و شتاب است.»
كتاب را كه شروع كردم دلم مي خواست بدانم چرا آدمي مثل ويرجيينيا وولف به آب زد و هيچ گاه برنگشت و حالا گمان مي كنم فهميده ام و قانع شده ام، احساس بيهودگي و گاه سرگشتگي را خيلي خوب در ميان كلمات مي ديدم وقتي كه مي گفت:
« سرم گيج مي رود و نمي دانم چطور مي توانم اين راه را تا به آخر طي كنم.»
« تقريبا از همه چيز لذت مي برم با وجود اين چيزي در درونم بي آرام و جست و جو گر است. چرا نمي توان چيزي را در زندگي كشف كرد؟ چيزي كه بتوان بر آن انگشت گذاشت وگفت: «خودش است.» افسردگي ام ناشي ازاحساس سرخوردگي ام است. نگاه مي كنم:اما خودش نيست_خودش نيست. پس چيست؟ و آيا پيش از يافتن آن خواهم مرد؟»
«با چه رسوايي گذاشتم اين همه وقت بگذرد و ايستاده روي پل گذر زمان را نظاره كردم. اما به جز ايستادن، مشغول دويدن و بالاو پايين رفتن هم بوده ام. با ناراحتي، هيجان و بي آرامي.»
«خودم را وادار خواهم كرد با اين حقيقت روبرو شوم كه هيچ چيز وجود ندارد_براي هيچ يك از ما چيزي وجود ندارد. كار كردن، خواندن و نوشتن همگي پوشش اند.همچنين روابط با آدمها، بله حتي بچه دار شدن بيهوده است.»
«همه چيز در سطح و سخت است و خودم فقط عضوي كه ضربه ها را تاب مي اورد. يكي پس از ديگري؛ بيهودگي سراسر اين زندگي: نفرت از بي مغزي و بي ارادگي خودم، احساس قديمي سنگ آسيايي كه به بي هيچ دليل همچنان مي چرخد و ادامه مي دهد و ادامه مي دهد.»
اينها البته همه كتاب نبود. نكات ريز زيباي ديگري هم بودند كه از قلم افتادند. بايد بيشتر درباره ويرجينا وولف بخوانم.

01:32 PM | نظرات : 2

جمعه ۱۲ خرداد ۸۵

1. ريتم زندگي ام دارد عوض مي شود. زندگي ام كم كم دارد شبيه آن چيزي مي شود كه هميشه دلم مي خواست.تا رسيدن به آن سبك زندگي كه آرزويش را دارم هنوز خيلي فاصله است. اما جاده را پيدا كرده ام. جاده ام آسان نيست البته. سخت است و دشوار. من ولي عاشق همين سختي اش هستم. عاشق اينكه هر روز ببينم يك ميلمتر يا خيلي كمتر جلو رفته ام و بقيه روز را دور خودم چرخيده ام و نقشه بكشم براي اينكه فردا كمي ديگر جلو بروم. خيلي روزها هم اصلا جلو نمي روم. مي ايستم و خيره مي شوم به ناكجا آباد و گاه اشك مي ريزم بر سستي گام هايم. اما مي دانم كه زندگي همين است، اگر قرار باشد با پاهاي خودت جلو بروي.


2.اين روزها كه اينجا كمتر مي نويسم، دارم زندگي ام را با همه اتفاقات ريز و درشتش جايي ديگري ثبت مي كنم روي يك صفحه سفيد كه هيچ وقت تمام نمي‌شود. خيلي وقت ها دلم مي خواهد انها را بگذارم اينجا. اما چيزي مانعم مي شود.چيزي كه به واقع نمي دانم چيست؟ اصلا راستش را بگويم : نوشتن براي وبلاگ را از ياد برده ام. نمي دانم كه اينجا بايد چه نوشت وچه جور نوشت و تا كجا نوشت؟

10:47 PM | نظرات : 2


نظرسنجی زنستان درمورد قوانین مربوط به زنان

یکشنبه ۷ خرداد ۸۵

به نظر شما تغییر کدام یک از قوانین زیر در اولویت خواسته های زنان ایرانی قرار دارد؟

در کشور ما همیشه نگاه قانونگزاران یک نگاه مردانه بوده و برابری جنسیتی هیچگاه در تصویب قوانین در نظر گرفته نشده است. این نابرابری ها که از قانون اساسی گرفته تا قوانین عادی به چشم می خورد بر زندگی روزمره تک تک ما زنان تاثیر مستقیم دارد و به صورت های مختلف ما را در بن بست قرار داده و از حقوق انسانی بدیهی مان محروم می کند. از همین رو است که تلاش برای کسب حقوق برابر و بهبود وضعیت زنان، از زمان مشروطه تا کنون جزو یکی از خواسته های اساسی زنان بوده است. خواسته ای که همواره در کشاکش تغییر و تحولات سیاسی نادیده گرفته شده و گاه به گاه با یک دستور حکومتی اعطا و با دستوری دیگر لغو شده است و خواسته های زنان نه به عنوان یک اولویت بلکه با یک نگاه ابزاری مورد توجه حکومت ها قرار گرفته است. اگر ما، زنان ایرانی بخواهیم تلاش برای رفع این نابرابری ها را در برنامه خود قرار دهیم به نظر شما از بین مواردی همچون : نابرابری در ازدواج، طلاق، ولایت و حضانت فرزندان، ارث، تابعیت،سن مسئولیت کیفری، دیه، تعدد زوجات، شهادت و قضاوت که از مهمترین نابرابری های قانونی در مسائل حقوقی است، کدام یک در اولویت خواسته های زنان ایرانی قرار دارد؟
برويد اينجا هم راي بدهيد و هم به طور مفصل مواد قانوني اين نابرابري ها را بخوانيد:

11:07 AM | نظرات : 4


........

جمعه ۲۹ اردیبهشت ۸۵

هميشه از روبرو شدن با ضعف‌هايم گريزان بودم. افه انتقاد پذيري را هميشه داشتم. اما راستش را بخواهي بيشتر وقت ها جدي نمي گرفتم‌شان.(شايد براي اينكه گاهي رگه اي از بدخواهي و نگاه از بالا بر انتقادها سايه مي انداخت و گاهي هم فكر مي كردم اصلا چارچوبي ارزشي ما متفاوت است و چيزي كه از نظر او بد است از نظر من خيلي هم خوب است) تو شايد از معدود افرادي هستي كه مرا خيلي صريح با ضعف‌ها و بدتر از آن تضادهاي وحشتناكم روبرو مي كني و من نمي رنجم كه هيچ به فكر مي روم. تيزي زبانت هم مثل نشتري است كه دردش فقط يك لحظه است، نه بيشتر و من كه عادت به تحمل ندارم اين درد لحظه اي را تحمل مي كنم
.امروز كه فرصت نشد، من دوباره از آرزوهاي ماجراجويانه ام بگويم و تو از اينكه دنيا اينطور است و آنطور است و بايد عاقل بود و به فكر. خودم نشسته‌ام و دارم به گناهانم فكر مي كنم و فقط يك كشيش كم دارم تا زانو بزنم اعتراف كنم.

09:10 PM | نظرات : 7


.....

چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت ۸۵

عاشق شدن هيچ وقت قاعده ندارد.اگر ديدي كساني كه در سال هاي زندگي‌ات عاشقشان بوده اي هيچ شباهتي به هم ندارند. تعجب نكن. چون تو هم هر لحظه در حال تغييري و در رفت و آمد ثانيه‌ها بخشي از خودت را جامي‌گذاري و توشه هاي نو برمي داري.

08:56 PM | نظرات : 2


....

چهارشنبه ۲۰ اردیبهشت ۸۵

" تقريبا از همه چيز لذت مي برم با وجود اين چيزي در درونم بي آرام و جستجو گر است. چرا نمي توان چيزي را در زندگي كشف كرد؟ چيزي كه بتوان بر آن انگشت گذاشت وگفت: «خودش است.» "
اين‌ها را ويرجينا وولف گفته و همان چيزي است كه من مدام مي خواستم بگويم و كلماتش را پيدا نمي‌كردم.در حال خواندن يادداشت‌هاي روزانه‌اش هستم و انگار از يك پنجره كوچك سرك كشيده‌ام به ذهن خلاق و ناآرامش.

04:25 PM | نظرات : 4