پنجشنبه ۲۱ مهر ۸۴
گاهي اوقات چرخ زندگي يك دفعه سرعت ميگيرد و آدم حيران ميماند كه اينهمه اتفاق ريز و درشت يك دفعه از كجا پيدايشان شده.اين روزها ساعت چهار صبح بيدار ميشوم و مستقيم ميروم آشپزخانه بساط سحر را راه مياندازم و سختتر از آن با هزار قربان و صدقه اهل خانه را بيدار ميكنم و تا ساعت 11 شب كه به خانه برگردم، همينطور دارم ميدوم و به هزار چيز فكر ميكنم و تازه اخر شب باز هم كيفم پر است از تكه كاغذهايي با سوژههاي نوشته نشده و كتابهاي خواندهنشده و مقالات پرينت گرفته شدهاي كه نگاهشان هم نكردهام و بدتر از همه اينها تصميمي كه مدام به عقب ميرانمش.
ذهنم آنقدر شلوغ است، آنقدر به اين و آن و بدتر از همه خودم قول دادهام كه دلم ميخواهد زمان را متوقف كنم تا لاقل نصف كارهايم را انجام دهم.
اصلا حالا كه وقت نوشتن گزارش هاي درست و حسابي ندارم وخودم ميدانم كه سوژههايم يكي يكي ميسوزد، بگذاريد به سنت سفرهايم كه همه چيز را با هيجان تعريف ميكنم و يك خط هم دربارهاش نمينويسم، سوژه سوزي كنم.
1.در مسابقات بين المللي قرآن كه هرسال در ايران برگزار ميشود، زنان فقط ميتوانند در رشته تفسير شركت كنند و رشتههاي حفظ و قرائت در انحصار مردان جهان اسلام است، چون زنان را شايسته اين ميدان نميدانند و جالب اين است كه امسال براي دومين سال پياپي در تنها حوزهاي كه زنان حق حضور دارند مقام اول را به خودشان اختصاص دادهاند. سال گذشته خانمي كخ نفر اول مسابقات تفسير ايران بوده، در سراسر جهان اسلام هم رتبه اول را آورد و امسال هم علاوه بر ايران نماينده مصر هم يك خانم بود. كه نماينده ايران دوم و نماينده مصر پنجم شد.
2. نميدانم به نمايشگاه قرآن سري زدهايد يا نه، ولي محصولاتي كه در اين نمايشگاه عرضه ميشود كاملا منطبق با نگاهي است كه ما به قرآن داريم. عمده محصولاتي كه در ان نمايشگاه عرضه شده است، عبارتند از تابلوي هاي هنري قرآني از معرق و فرش و خوش نويسي و تابلو فرش و چرم و حجم برجسته، نوارها و سيدي هاي حفظ و قرائت قرآن به روشهاي مختلف، قرآن در انواع و اقسام و سايزهاي مختلف و لوازم مختلفي كه با آيات قرآن تزئين شدهاند از ساعت و جاسوچي و قاب موبايل گرفته تا ديوار كوب و كيف و .... و تازه جالب تر از همه غرفه فروش بالشهاي قرآني بود كه با يك فيش به كامپيوتر و ضبط وصل ميشوند و موقع خواب برايتان قرآن ميخوانند!!!
البته كتاب هم در اين نمايشگاه پيدا ميشود، آنهم خيلي زياد و با عناوين جذاب: رمز ازدواج موفق، چگونه فرزندي نابغه داشته باشيم، بهشت خانواده، ميوههاي بهشتي، داروخانه معنوي، احكام هتل داري، احكام تاكسيراني، آحكام آرايشگري و .... و البته همه از منظر قرآن! خلاصه در بخش كتاب نمايشگاه تا دلتان بخواهد پر است از كتابهاي سطحي و كليشهاي و كتابهاي جدي كه از منظر فكر و اندشه و نقد به قرآن بپردازد، تقريبا انگشت شمار است.
بي انصافي كه نكرده باشم در طبقه اول نمايشگاه، يك سري ازكتابها و مقالات جدي را گذاشته اند. اما اولا: انها براي نمايش است و نه خريد و دوما: بشتر كتاب هاي به زبانهاي بيگانه است و براي عموم قابل استفاده نيست.
خلاصه نمايشگاه دقيقا بر همان نگاه غالب ما كه قرآن را برا تبرك و ثوابش ميخوانيم و براي شب اول قبر ميخواهيم بود.
3. خيلي خوب است كه تفكراتي كه هميشه در پيش ذهنيت خيلي ها وجود داشت اين روزها دارد روشن و آشكار خود را نشان ميدهد. خيلي از مسئولان دولتي و حتي غيردولتي زنان را فقط در حد يك كارمند جزء و دست چندم قبول دارند و يك زن «مدير» در ذهنشان هم نميگنجد. مصوبه جديد وزير محترم ارشاد هم كاملا منطبق بر اين تصور است. خصوصا كه زنان خبرنگار را هم مستنثي كردند تا كاملا تاكيد كنند كه مدر زن نميخواهيم. شبها زود به خانه برويد. چون همه مي دانيم كه لااقل در سيستم اداري ايران مديران هر بخش گاهي تا 8 شب و بيشتر هم سر كار هستند و حالا بحث اضافه كاري و تبعيضي كه در اين زمينه روا ميشود بماند...
يك نكته ديگر هم كه در اين ميان مورد توجه آقايان بوده همان است كه چند پست پيش گفتم: كار نيمه وقتي كه به كارخانه و بچه داري و شوهر داري صدمه نزند. چون دليل نميشود كه مرد و زن خسته و كوفته با هم به خانه بيايند و با هم به آشپزخانه بروند و به بچه ها برسند و اينها . خلاصه مردي گفتن، زني گفتن.چزي شبيه همان توصه مادربزرگها كه : « مادرجون اگه مي خواهي دستت تو جيب خودت بره عيبي نداره اما از شوهر و بچه هات كم نگذار.»
4. دلم ميخواست كمي هم راجع به بكارت. راجع به پروژه جديدم و راجع به جدال تماشايي عقل و قلبم و نتايج جالب كه دارند ميگيرند بنويسم. اما فرصت نيست و بايد به سرعت نور بروم دنبال كارهايم.