سه شنبه ۲۶ مهر ۸۴
راس ساعت 12 ديروز 25 مهرماه 1384_ روز جهاني مبارزه با فقر _ تعداد زيادي از زنان که خواستار اعلام همبستگي خود با زنان اقصي نقاط جهان بودند در مخالفت با فقر و خشونت عليه زنان ، در ميدان انقلاب تهران گرد هم آمدند.
اين گردهمايي علي رغم حضور نيروي انتظامي و تعدادي لباس شخصي باز هم طبق قرار قبلي تا ساعت 1 دوام خود را حفظ کرد و در اين ساعت به کار خود خاتمه داد.
سکوت جايز نيست
روبروي سينما بهمن جمع مي شويم. اينجا فضاي خوبي حاکم است. مي دانيم لااقل آنهايي که در اين جمع هستند مثل همه ي آنهايي که قرار است امروز _ 17 اکتبر _ به وقت محلي در ساعت 12 ظهر در خيابان ها گرد هم آيند، به خشونت عليه زنان و فقر تحميل شده به آنان واقف و معترضند.
روي برگه هاي مختلفي که در دست زنان است جملات زير ديده مي شوند:
_ امروز، روز جهاني مبارزه با فقر است. ما زنان هر گونه خشونت را که زاييده ي فقر است محکوم مي کنيم.
_ زنان و کودکان بيشترين آسيب را از فقر مي بينند.
...
در بين جمعيت برو شوري توزيع مي شود که در آن به توضيح منشور جهاني زنان براي حقوق بشر که بر پايه ي پنج اصل برابري _ آزادي _ عدالت_ همبستگي و صلح است، پرداخته و خواسته هاي زنان را درباره ي مبارزه با خشونت عليه زنان و فقر آنها توضيح داده است.
در اين بروشور اعلام شده است که سلطه مردسالاري، سرمايه داري جهاني، رشد بنياد گرايي، اشغال کشور ها و جنگ، حکومت هاي گريزان از احترام به حقوق شهروندي، شرکت هاي چند مليتي، نهادهاي قدرتمند مالي بين المللي و سازمان ملل که قادر به برقراري صلح و ثبات در جهان نيست؛ محکوم هستند.
اين بروشور همچنين در بين عابران که در حال عبور از پياده روي ميدان انقلاب هستند توزيع مي شود.
اتومبيل هايي که از خيابان مي گذرند ، سرعت شان را کم کرده و پلاکارد هاي زنان و جملات نوشته شده بر آنها را نگاه مي کنند. آنهايي هم که پياده مي گذرند مکث مي کنند و لااقل مي پرسند که چه خبر است . همه با اشتياق به آنها جواب مي دهند و سعي مي کنند آنها را نسبت به اين حرکت جهاني آگاه کنند.
کم کم نيروي انتظامي از راه مي رسد. تجمع کنندگان در حالي که از بروشورهاي خود به ماموران نيروي انتظامي مي دهند برايشان توضيح مي دهند که اين تجمع تا ساعت 1 بايد برقرار باشد . نيروي انتظامي تعدادي از رهگذران را که ايستاده اند متفرق مي کند و در حالي که بروشورها را در دست دارد گرد محل مي ايستد. تا ساعت 1 که ديگر با خيال راحت هر چه سريع تر همه را متفرق کند. اگرچه پيش از اعلام آنها هم خود حاضرين راس ساعت 1 ختم گردهمايي را اعلام کرده بودند.
هم اکنون ما خواهان مفاد زير هستيم:
_ پيوستن به کنوانسيون رفع انواع تبعيض عليه زنان و پيمان منع شکنجه و اجراي بي قيد و شرط مفاد اين پيمان ها
_ برابر شمردن زنان و مردان در برخورداري از تمامي حقوق اجتماعي و مدني فارغ از قوميت، مذهب، عقيده و طبقه ي اجتماعي
_ رفع تبعيض از حقوق نا برابر زنان در کليه قوانين موضوعه
_ رفع تبعيض جنسيتي در ساختار قدرت و تصميم گيري
_ لغو قراردادهاي ظالمانه ي استخدام موقت کارگران، کارمندان، پرستاران، معلمان و ...
_ تخصيص اعتبار براي رسيدگي به وضعيت هزاران زن سرپرست خانوار
پي نوشت:متاسفانه من نتوانستم در اين تجمع شركت كنم و اين گزارش را مريم ميرزاي عزيز نوشته است. اگر هم مايليد در جريان تجمع همزمان زنان در شهرهاي مختلف جهان قرار بگيريد، گزارش منيژه نجم عراقي را بخوانيد
10:25 AM | نظرات : 2
دنيا چقدر تند ميچرخه
پنجشنبه ۲۱ مهر ۸۴
گاهي اوقات چرخ زندگي يك دفعه سرعت ميگيرد و آدم حيران ميماند كه اينهمه اتفاق ريز و درشت يك دفعه از كجا پيدايشان شده.اين روزها ساعت چهار صبح بيدار ميشوم و مستقيم ميروم آشپزخانه بساط سحر را راه مياندازم و سختتر از آن با هزار قربان و صدقه اهل خانه را بيدار ميكنم و تا ساعت 11 شب كه به خانه برگردم، همينطور دارم ميدوم و به هزار چيز فكر ميكنم و تازه اخر شب باز هم كيفم پر است از تكه كاغذهايي با سوژههاي نوشته نشده و كتابهاي خواندهنشده و مقالات پرينت گرفته شدهاي كه نگاهشان هم نكردهام و بدتر از همه اينها تصميمي كه مدام به عقب ميرانمش.
ذهنم آنقدر شلوغ است، آنقدر به اين و آن و بدتر از همه خودم قول دادهام كه دلم ميخواهد زمان را متوقف كنم تا لاقل نصف كارهايم را انجام دهم.
اصلا حالا كه وقت نوشتن گزارش هاي درست و حسابي ندارم وخودم ميدانم كه سوژههايم يكي يكي ميسوزد، بگذاريد به سنت سفرهايم كه همه چيز را با هيجان تعريف ميكنم و يك خط هم دربارهاش نمينويسم، سوژه سوزي كنم.
1.در مسابقات بين المللي قرآن كه هرسال در ايران برگزار ميشود، زنان فقط ميتوانند در رشته تفسير شركت كنند و رشتههاي حفظ و قرائت در انحصار مردان جهان اسلام است، چون زنان را شايسته اين ميدان نميدانند و جالب اين است كه امسال براي دومين سال پياپي در تنها حوزهاي كه زنان حق حضور دارند مقام اول را به خودشان اختصاص دادهاند. سال گذشته خانمي كخ نفر اول مسابقات تفسير ايران بوده، در سراسر جهان اسلام هم رتبه اول را آورد و امسال هم علاوه بر ايران نماينده مصر هم يك خانم بود. كه نماينده ايران دوم و نماينده مصر پنجم شد.
2. نميدانم به نمايشگاه قرآن سري زدهايد يا نه، ولي محصولاتي كه در اين نمايشگاه عرضه ميشود كاملا منطبق با نگاهي است كه ما به قرآن داريم. عمده محصولاتي كه در ان نمايشگاه عرضه شده است، عبارتند از تابلوي هاي هنري قرآني از معرق و فرش و خوش نويسي و تابلو فرش و چرم و حجم برجسته، نوارها و سيدي هاي حفظ و قرائت قرآن به روشهاي مختلف، قرآن در انواع و اقسام و سايزهاي مختلف و لوازم مختلفي كه با آيات قرآن تزئين شدهاند از ساعت و جاسوچي و قاب موبايل گرفته تا ديوار كوب و كيف و .... و تازه جالب تر از همه غرفه فروش بالشهاي قرآني بود كه با يك فيش به كامپيوتر و ضبط وصل ميشوند و موقع خواب برايتان قرآن ميخوانند!!!
البته كتاب هم در اين نمايشگاه پيدا ميشود، آنهم خيلي زياد و با عناوين جذاب: رمز ازدواج موفق، چگونه فرزندي نابغه داشته باشيم، بهشت خانواده، ميوههاي بهشتي، داروخانه معنوي، احكام هتل داري، احكام تاكسيراني، آحكام آرايشگري و .... و البته همه از منظر قرآن! خلاصه در بخش كتاب نمايشگاه تا دلتان بخواهد پر است از كتابهاي سطحي و كليشهاي و كتابهاي جدي كه از منظر فكر و اندشه و نقد به قرآن بپردازد، تقريبا انگشت شمار است.
بي انصافي كه نكرده باشم در طبقه اول نمايشگاه، يك سري ازكتابها و مقالات جدي را گذاشته اند. اما اولا: انها براي نمايش است و نه خريد و دوما: بشتر كتاب هاي به زبانهاي بيگانه است و براي عموم قابل استفاده نيست.
خلاصه نمايشگاه دقيقا بر همان نگاه غالب ما كه قرآن را برا تبرك و ثوابش ميخوانيم و براي شب اول قبر ميخواهيم بود.
3. خيلي خوب است كه تفكراتي كه هميشه در پيش ذهنيت خيلي ها وجود داشت اين روزها دارد روشن و آشكار خود را نشان ميدهد. خيلي از مسئولان دولتي و حتي غيردولتي زنان را فقط در حد يك كارمند جزء و دست چندم قبول دارند و يك زن «مدير» در ذهنشان هم نميگنجد. مصوبه جديد وزير محترم ارشاد هم كاملا منطبق بر اين تصور است. خصوصا كه زنان خبرنگار را هم مستنثي كردند تا كاملا تاكيد كنند كه مدر زن نميخواهيم. شبها زود به خانه برويد. چون همه مي دانيم كه لااقل در سيستم اداري ايران مديران هر بخش گاهي تا 8 شب و بيشتر هم سر كار هستند و حالا بحث اضافه كاري و تبعيضي كه در اين زمينه روا ميشود بماند...
يك نكته ديگر هم كه در اين ميان مورد توجه آقايان بوده همان است كه چند پست پيش گفتم: كار نيمه وقتي كه به كارخانه و بچه داري و شوهر داري صدمه نزند. چون دليل نميشود كه مرد و زن خسته و كوفته با هم به خانه بيايند و با هم به آشپزخانه بروند و به بچه ها برسند و اينها . خلاصه مردي گفتن، زني گفتن.چزي شبيه همان توصه مادربزرگها كه : « مادرجون اگه مي خواهي دستت تو جيب خودت بره عيبي نداره اما از شوهر و بچه هات كم نگذار.»
4. دلم ميخواست كمي هم راجع به بكارت. راجع به پروژه جديدم و راجع به جدال تماشايي عقل و قلبم و نتايج جالب كه دارند ميگيرند بنويسم. اما فرصت نيست و بايد به سرعت نور بروم دنبال كارهايم.