« سه زن دیگر اعدام می شوند | صفحه اصلی | وهم سبز »

حالا نوبت رها و نسیم است

نمیگذارند که آب خوش از گلوی ما پایین برود. یک روز از اعلام جایزه پروین نگذشته، رها و نسیم را گرفتند. برای اینکه داشتند امضا جمع می کردند.برای اینکه داشتند در حاشیه یک تئاتر خیابانی که درباره حقوق زنان بود و کلی به خاطرش ذوق کرده بودیم، از مردم می خواستند بیانیه ای که را هیچ کلمه اش بر خلاف قوانین مملکت نیست و فقط کمی تغییر می خواهد را امضا کنند.
دیشب را وزرا بوده اند.... نگهبانان وزرا حتما می شناسندشان. رها و نسیم را تا به حال ندیده اند اما محبوبه و زینب و سمیه و پروین و شهلا و جلوه و سارا.... را که دیده اند و می دانند برای چه هر از گاهی یکی مان را می آورند آنجا.آنها هم زن اند مثل ما و من همدردی وحتی همدلی را در چشمان بسیاری شان دیده ام. آخر این درد ها و تبعیض ها که فقط مال ما نیست. زن که باشی، هرجور هم فکر کنی و هر اعتقادی که داشته باشی، نداشتن حق سرپرستی فرزندانت، نداشتن حق طلاق، بی حقوقی محض در ازدواج و مشروعیت قانونی شوهرت برای داشتن چندین و چند همسر تو را آزار می دهد.
شاید باور نکنید اما در تمام 45 روزی که در اوین بودم یکبار هم از یکی از زندان بان ها نشنیدم که این خواسته ها(خواسته های کمپین را می گویم) حق ما زنان نیست. فقط می گفتند نمی شود.می گفتند برو زندگی ات را بکن تو حیفی. تازه به خانه بخت رفته ای.
شب اعدام راحله و نازنین ناظمیان رفته بودم در انفرادی که آنها ساعت آخرشان را سپری می کردند. زندانبان ها هم بودند و همه نگران سرنوشت آن دو زن. وقتی راحله گفت من برای حقوق زنان تلاش می کنم. یکی از زندانبان ها شروع کرد به نصیحت من که نکن و من هم جوان بودم کله ام بوی قرمه سبزی داد نمی شود اما... من راحله را نشانش دادم و هردو سکوت کردیم.
یکی دیگرشان که از دفعه قبل من را می شناخت، روز آزادی موقع بدرقه ام می گفت :"یادت باشد ما جهان سومی هستیم و اینجا این حقوق را نمی شود خواست. جهان سومی ایم و محکوم به تحمل و سوختن و ساختن."
خندیدم و گفتم اگر همه بخواهیم ،می شود حتی اگر جهان سومی باشیم و آمدم.
حالا حتما رها و نسیم هم دارند برای زندانبان هایشان می گویند که "می شود، اگر همه بخواهیم." شاید آنها هم باورشان شد.
شاید روزی همه خواستیم و شد و افسوس جهان سومی بودن و محکوم بودن به سوختن و ساختن،فلج مان نکرد.

26 بهمن

نظرات (۹)

Anonymous:

ترس آنها از اتحاد است. از حرکت از امید

از آگاهی. برای همین آرام و قرارتان نخواهند گذاشت.

راهتان پر رهرو باد برای برابری و تغییر

بازداشت راحله عسگری زاده و نسیم خسروی، دو عضو کمپین یک میلیون امضا
جمعه26 بهمن 1386

بازداشت راحله عسگری زاده و نسیم خسروی، دو عضو کمپین یک میلیون امضا
جمعه26 بهمن 1386

ادامه را در وبلاگ بخوانید

سلام
میشه بگید عقد ازدواج با قانون برابری الان تو ایران چطوری ممکنه ؟ یعنی دفاتر ثبت الان منعی ندارند؟ اگه ممکنه لطف کنید جواب را بهم میل بزنید.
زنده باشید و جوان

آی گفتی مریمی ... آب خوش جایزه پروین پایین نرفته رها و نسیم ... ناراحتی واسه رها و نسیم حضم نشده احضار پروین ...با دل خوش سر رو بالش گذاشتن آرزمون شده والله ! من می خوام روزی که پروین باید بره دادسرا بیام ... اگه احیانا یک کدومتون رفتین منو بی خبر نذار... البته تلفن ندارم فعلا ... شب قبلش ایمیل بزن بهم ...بوس

زندان پاسخ اندیشه نیست !
دعوتی رفیق !!!
زمان همدلی است ... نوروز 87 نوروز آزادی خواهد بود ، اگر من و تو بخواهیم ...
سال 1387 ، سال آزادی زندانیان سیاسی ...
حمایت کنید و لوگوی نوروز آزادی را در بلاگ خود قرار دهید

سلام وبلاگ خوبی داری با شعر بسیار زیبایی. خوشحال می شم به وب من هم سری بزنی. شاد باشی.

بی نام:

سلام. می خواستم بدونم کمپین یک میلیون امضا چیه؟
درباره ی چی داشتن امضا جمع می کردن؟

درد من حصار برکه نیست
درد من زیستن با ماهیانیست که هنوز فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده است

ارسال نظر