قبلن ها صفحه حوادث روزنامه ها را آخر همه، فقط ورق می زدم. حالا اما اول همه می روم سراغش. صفحه حوادث برای من حالا فقط یک صفحه روزنامه نیست، نامه ای است که ببینم آدمهایی که زمانی با آنها هم سفره بوده ام کارشان به کجا رسیده.که ببینم کدامشان دادگاه داشته، کدامشان را بخشیده اند، کدامشان خدای نکرده باید برود بالا چوبه دار.
این نوشته مریم قنبری را که خواندم دوباره پرت شدم وسط اوین.... باید بنویسم از آن روزها اما نمی شود. طوفان می شود و هوار می کند خودش را روی زندگی ام.اینقدر اینجا م گویم بایدبنویسم تا بالاخره بنویسمشان. تا دوباره نترسم از هجوم پر قدرت آن روزها. اگر توانسته ام از سر بگذرانمشان حتما می توانم که بنویسمشان.
نظرات (۶)
با درود و سلام
فراخوان مقاله نویسی به موضوعات سیاسی - اجتمماعی با محوریت حقوق زنان
www.kohandiaran.blogfa.com
با نوشتن آرا و دیدگاههای خود پیرامون موضوعات پیشنهادی ، حرکتی مثبت در جهت دموکراسی و افزایش ظرفیت نقد پذیری در خود برخواهیم داشت...
برای آگاهی از 8 موضوع پیشنهادی و شرایط به وبلاگ مراجعه کنید
ارسال شده توسط Pasdaran e Farhang e Iran | ۶ تیر ۱۳۸۷ ۵:۱۴ بֽظֽ
ارسال شده در ۶ تیر ۱۳۸۷ ۱۷:۱۴
مریم خانوم حسین خواه سلاااام
اولا که روز زن(با اینکه دیر شده اما )مبارک
دوما خواهشا بنویسید من مدام میام اینجا سر میزنم به امید اینکه نوشته باشین اما میبینم نه هنوز نتونستین با خودتون کنار بیاین میدونم خیلی سخته منم یه همچین شرایطی رو گذروندم با اینکه آدم میدونه که باید و باید و باید بنویسه اما واقعا سخته لجظه لحظه ی یادآوری آدم رو میکشه و زنده و میکنه اما خب خودتون قضاوت کنین بالاخره باید نوشته بشه یا نه؟
من همچنان منتظرم اگه کمکی از من برمیاد بگین دریغ نمیکنم
شادو یکتا زی عزیز
ارسال شده توسط م.ن | ۷ تیر ۱۳۸۷ ۳:۱۱ قֽظֽ
ارسال شده در ۷ تیر ۱۳۸۷ ۰۳:۱۱
مریم
بگذار ناگفته بماند
این که ما بیاییم و بخوانیم و دردها بماند برای تو
عادلانه نیست بانو
بگذار ناگفته بماند
تمام این دردها را نچشیده دیده ایم
چیزی نگو
ارسال شده توسط لیلا | ۹ تیر ۱۳۸۷ ۶:۳۱ قֽظֽ
ارسال شده در ۹ تیر ۱۳۸۷ ۰۶:۳۱
ز خاک من اگر گندم بر آید
از آن گر نان پزی مستی فزاید
خمیر و نانبا دیوانه گردد
تنورش بیت مستانه سراید
میا بی دف بگور من برادر
که در بزم خدا غمگین نشاید
بدرّی زان کفن بر سینه بندی
خراباتی ز جانت در گشاید
مرا حق از می عشق آفریدست
همان عشقم اگر مرگم بساید
منم مستی و اصل من می عشق
بگو از می بجز مستی چه آید
ارسال شده توسط م.ن | ۱۴ تیر ۱۳۸۷ ۰:۱۱ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۴ تیر ۱۳۸۷ ۰۰:۱۱
ز خاک من اگر گندم بر آید
از آن گر نان پزی مستی فزاید
خمیر و نانبا دیوانه گردد
تنورش بیت مستانه سراید
میا بی دف بگور من برادر
که در بزم خدا غمگین نشاید
بدرّی زان کفن بر سینه بندی
خراباتی ز جانت در گشاید
مرا حق از می عشق آفریدست
همان عشقم اگر مرگم بساید
منم مستی و اصل من می عشق
بگو از می بجز مستی چه آید
ارسال شده توسط م.ن | ۱۴ تیر ۱۳۸۷ ۰:۱۱ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۴ تیر ۱۳۸۷ ۰۰:۱۱
درود
لوگوی حمایت و همبستگی با کمپین برابری خواهی یک میلیون امضا را هم در وبلاگ خود قرار دهید
قوانین تبعیض آمیز باید تغییر کند
14 مرداد روز مشروطه ایران است و
15 مرداد روز همبستگی با برابری خواهی
بعد از بیش از یک قرن همچنان تلاش برای تغییر قوانین تبعیض آمیز ادامه دارد .
خدا روح خود را در کالبد انسان دمید .. همین
روح خدا در همه ی انسانها دمیده شده پس چرا فقط زن در قوانین شهروندی ، مدنی و قضایی درجه دوم به حساب می اید .
این کد لوگو است
لطفن به دوستانتان هم بفرستید
ما را در این همبستگی یاری دهید
پایدار باشید
ارسال شده توسط ...... | ۱۶ تیر ۱۳۸۷ ۸:۲۸ بֽظֽ
ارسال شده در ۱۶ تیر ۱۳۸۷ ۲۰:۲۸