« ......... | صفحه اصلی | تمام شد »

............

دلم می خواهد یک رمان چند جلدی بگیرم دستم بخوانم و بخوانم و بخوانم.
دلم می خواهد لم بدهم گوشه تختم و فقط به ماجراهای رمانم فکر کنم و نه هیچ چیز دیگر.
مدت ها است که فقط و فقط داستان کوتاه خوانده ام.آخرین رمانم مادام بواری بود که در اوج یک بحران شروعش کردم و فقط می خواستم فرو بروم در ماجراهایش و هیچ چیز دیگری نفهمم و چقدر خوب بود و چقدر لذت به من داد خواندش.

حالا خوبم اما دوباره دلم لذت ناب می خواهد. لذت ناب خواندن کتابی که گم شوم در پیچ و تاب ماجراهایش.

نظرات (۲)

سلام
تقريبا هر روز مطالبي كه مي نويسي را مي خونم و با ناراحتي هات ناراحت و با شاديهات شاد مي شم خسته نباشي من با اجازه شما وبلاكت رو تو وبلاگم لينك دادم دوست داشتي تو هم اين كارو بكن

Hassan-:

ba salam be shoma va ghadrdani az talash hayetan dar jonbeshe barabar hoghoogheye zanan.pishnahad mikonam agar Romane 3jeldie "madare sefr darajeh" neveshtehye Ahmad,Mahmood ra nakhandeh id..bekhanid..ba drood Hassan

ارسال نظر