« جان گرفته ام | صفحه اصلی | زن بودن »

نقابی که دیگر نیست

مهمترین چیزی که این سفر به من داد، پیدا کردن آدمهایی است که توانستم کنارشان بنشینم، حرف بزنم، بخندم و گریه کنم.

آن نقاب همیشگی کنار رفته است. نمی دانم خوب است یا بد؟ اما می دانم که کنار رفته و دیگر نمی ترسم از دیده شدن ترسهایم.