کارت اول: دخترک پشت یک ببر وحشی نشسته بود .ببر با سرعت باد می دوید و دخترک دستهایش رها بود و تکه کاغذهای رنگارنگ از آسمان روی سر و لباسش می ریخت.توی چشمهایش هم خنده بود و هم ترس.
اسم کارت موفقیت بود
کارت دوم: وسط یک رودخانه سرکش راه می رفت. از سنگی به سنگ دیگر. یک پایش روی سنگ وسط رودخانه بود و پای دیگرش وسط زمین و آسمان
اسم کارت لحظه به لحظه بود
به فال اعتقاد ندارم، این یکی اما انگار فال نبود