امروز وقتی اینجا خواندم که نتایج یک مطالعه جدید نشان می دهد:«کسانی که خواهر دارند ، شادتر و خوش بین ترند.» کلی خوشحال شدم که این تحقیق حرف همیشگی من را تایید کرده.
خواهر داشتن از آن چیزهاییه که هیچ چیز هیچ چیز هیچ چیز را نمی شه با آن مقایسه کرد. من همیشه کلی برای خودم و خواهرم خوشحال بودم و هستم که همدیگه را داریم و شاید تنها آدمی باشه که می دونم «بودنم» دقیقا چه تاثیری روی او و زندگیش داره و این خیلی خوبه.
این که تو یه آدمی را داشته باشی که فارغ از چگونه بودنت و فارغ از همه تفاوت ها و اختلاف نظرهای گاه عمیقی که با هم دارین همدیگه را داشته باشین، یه موهبت بزرگه.
حتی با عشق مادر و فرزندی هم متفاوته. مادر به هر حال تو را دوست داره. هر طوری که باشی ته قلبش برای تو می تپه. اما خواهر اینطور نیست و به غیر از همخونی یک چیز دیگه ای هم باید باشه که شماها را بهم وصل کنه.و خوبی اش به همینه. به این که ارتباط خواهری گارانتی نداره. می شه نباشه و حتی میشه قطع بشه برای همیشه . ولی اگه بود و خوب بود یعنی تو خیلی خوشبختی.
برای من خواهر داشتن،یکی از بهانه های بزرگ خوشبختی است.خیلی شبیه هم نیستیم.ارتباط چیک تو چیک که همه چی همدیگه را بدونیم و همه چی را برای هم تعریف کنیم و همیشه با هم باشیم هم نداریم. از خیلی وقت پیش دنیاهامون کمی از هم جدا شده.اما هیچ کدام اینها ما را از هم جدا نکرده و قلبمون برای هم می تپه و چقدر خوبه که می تونم با اطمینان بگم«قلبمون برای هم می تپه» با اطمینان و بدون اینکه موقع نوشتن این کلمات، هی سرعت دستم را روی کیبرد کم و زیاد کنم.
این تحقیق می گه که :« بزرگ شدن فرد با حداقل یک خواهر در خانواده وی را قادر می سازد که بهتر از دیگران برمشکلات خود غلبه کند.»
راست می گه این تحقیق، من امتحانش کردم.بودنش خیلی وقتها کمک کرده که قوی تر باشم.
اینجاش را هم راست می گه که «دخترانی که خواهر دارند ظاهراً به داشتن استقلال بیشتر و دستیابی به موفقیت گرایش دارند.» خوشحالم که می تونم بگم بودنم گاهی باعث شده که دخترک قدم هاش را محکمتر برداره و سریع تر و قوی تر. و اون لحظه ها برام از بهترین لحظه های زندگی بوده.
ماجرای ما البته کمی متفاوت هم است. یه حس کوچولوی مادرانه هم قاتی روابط خواهرانه مون شده. همون موقعی که بدنیا اومد، وقتی صورت پشمالوی کوچولوش را دیدم که توی بغل مامان داشت به من می خندید به خودم گفت باید مراقبش باشم و این حس هیچ وقت عوض نشد.
نشد که خیلی مراقبش باشم.... و خیلی وقتها اون مراقبم شد و نگرانم بود و با هر خبر و بهانه ای دلش برام لرزید. اما زندگی همینه دیگه. خوبی اش به اینه که حالا خیالم راحته که اونقدر قوی و مستقل هست که از پس زندگی بربیاد و هیچ چیز بهتر از این نیست که تو ببینی خواهر کوچولوت بزرگ شده و دیگه نمیشه «جوجوی من» صداش کرد.
خلاصه که این تحقیقه بدجوری راست می گه، خواهر داشتن از اون خوشبختی هاییه که با هیچ چیز نمیشه عوضش کرد.
نظرات (۱)
سلام
لطفا نظر من رو در مورد اين پستتون حتما بخونين و اگر به برابري تمام انسانها باور داريد آن را بي پاسخ نگذاريد:
http://www.maryam-blog.com/2008/04/post_50.html
ارسال شده توسط امير | ۲۰ فروردین ۱۳۸۸ ۸:۴۷ بֽظֽ
ارسال شده در ۲۰ فروردین ۱۳۸۸ ۲۰:۴۷