اگر کسی گلی را دوست داشته باشد که تو کرورها و کرورها ستاره فقط یک دانه ازش هست واسه احساس خوشبختی همین قدر بس است که نگاهی به آن همه ستاره بیندازد و با خودش بگوید: «گل من یک جایی میان آن ستارههاست.»
اما اگر برّه گل را بخورد برایش مثل این است که یکهو تمام آن ستارهها پِتّی کنند و خاموش بشوند.
دیگر نتوانست چیزی بگوید و ناگهان هِق هِق کنان زد زیر گریه.
رو سیارهی من، زمین، شهریارِ کوچولویی بود که احتیاج به دلداری داشت! به آغوشش گرفتم مثل گهواره تابش دادم بهاش گفتم: «گل تو در خطر نیست. خودم واسه گوسفندت یک پوزهبند میکشم... خودم واسه گلت یک تجیر میکشم... خودم...»
نظرات (۱)
" شاید گل من هم به چشم بقیه یکی از این هزار هزار باشه" من اگه یاد شازده کوچولو بیفتم یاد این بخشش می افتم.........
ارسال شده توسط زهره | ۳۱ فروردین ۱۳۸۸ ۶:۳۷ بֽظֽ
ارسال شده در ۳۱ فروردین ۱۳۸۸ ۱۸:۳۷