« گر به تو افتدم نظر...... | صفحه اصلی | »

.................

واقعیت‌ها را نمی شود نوشت. نه برای اینکه نوشتن‌شان سخت باشد. برای اینکه واقعیت اصلا وجود ندارد.
برای همین است که من لال شده‌ام و هرکس می‌پرسد چطوری می گویم: خوبم.درس می‌خونم. زندگی می‌کنم. اینجا هوا گرمه یا داره بارون می‌یاد.... واقعیت همین‌ها است فقط.

حرفهای مهم را نمی‌نویسم، چون نمی‌دانم کدامشان واقعیت است، کدامشان هذیان، کدامشان کابوس و کدامشان آرزوهای فراموش شده‌‌ام..... اگر بشود که نوشتن واقعیت‌ها را فراموش کرد. خیلی چیزها هست که باید بنویسم‌شان.

نظرات (۱)

Anonymous:

,,,,,,,,,,,,