« عاشقیت | صفحه اصلی | برای ژیلا،که در بند است به جرم نوشتن »

کابوس

من لال شده ام. اینقدر بغض و خشم روی دلم تلنبار شده که نمی توانم حرف بزنم، نمی توانم بنویسم، نمی توانم فریاد بزنم.
دیشب کابوس دیدم که برای همیشه لال شده ام. کابوس دیدم که قلمم را گم کرده ام و جای حروف در کیبرد کامپیوترم را هم.کابوس دیدم اشکهایم بند نمی آیند. کابوس دیدم خشم دارد خفه ام می کند.