انگار اینجا، این صفحه بنفش را نگه داشته ام برای آن زنی که وسط این همه ماجراهای جدی دنیا، وسط همین روزهای لعنتی که خانه ام آتش گرفته، عاشق می شود، دلتنگ می شود، دیوانه می شود، دلش سرگردانی می خواهد و گم شدن و با شادی های کوچک این جهان دیوانه می خندد و می رقصد.