اعدام آدمها شده کابوس بیداری ما و تمام نمی شود لعنتی. آدمها یکی یکی اعدام می شوند و ما فقط خشمگین می شویم، زار می زنیم، فلج می شویم و ... هیچ از دست مان برنمی اید. اخرین بار که نفسم از زور خشم و غم درنمی امد اعدام آرش و محمدرضا بود. چند ماه گذشت تا اعدام فرزاد کمانگر و شیرین هولی و آن سه نفر دیگر؟چند ماه دیگر باید دوباره زار بزنیم؟دستمان به هیچ جا نرسد و بعد غم کم کم ته نشین شود؟ نفر بعدی کی اعدام می شود؟ از این همه ناتوانی بیزارم.