گفتگو با ملیکا بن رادی، از فعالین کمپین یک میلیون امضا مراکش:همه گروه ها از ما حمایت می کردند
ملیکا بن رادی، محقق و عضو هیات علمی دانشکده حقوق در دانشگاه رباط مراکش ، یکی از فعالان کمپین یک میلیون امضا در مراکش است که همراه سایر فعالان زن در مراکش موفق به تغییر قوانین تبعیض امیز در کشورش شده است.
در سفری که ملیکا بن رادی به ایران داشت با وی در مورد تلاش دو ساله شان برای تغییر قوانین خانواده مراکش گفتگو کردیم.
شرایط ایران ومراکش آنقدر متفاوت است که وقتی از او پرسیدم در هنگام جمع اوری امضا مشکلی با پلیس نداشتید؟ بهت زده مرا نگاه کرد و گفت: نه چه مشکلی.
شاید برای اینکه کمپین یک میلیون امضای مراکش نه تنها حمایت شاه را پشت سر داشت بلکه تمامی کانون وکلا، نویسندگان، شاعران و احزاب مراکش نیز از این کمپین حمایت می کردند و شرایطشان با کمپین یک میلیون امضای ایران که برای جمع کردن امضا به فعالانشان حبس می دهند و برخی از همفکرانشان جرات دفاع از انها ر ندارند بسیار متفاوت است.
* ایده جمع آوری یک میلیون امضا از کجا آمد؟ و چه شد که این روش را برای کارتان انتخاب کردید؟
مسئله شماره یکی که ما سازمان های زنان در مراکش مشاهده کردیم و همه با هم این مشکل را داشتیم مسئله طلاق بود.طلاق و به ویژه نوعی طلاق که زن را طلاق می دهند بدون آنکه خودش خبر داشته باشد .در ان زمان مشکل حادی برای زنان مراکشی بود.
این مسئله بهانه ای شد تا ما انجمن های زنان دور هم جمع شویم و تصمیم بگیریم که کاری برای این مسئله بکنیم.
در قانون مراکش این طور بود که زن در رابطه با این نوع طلاق هیچ حق و حقوقی نداشت. یعنی زن در خانه اش نشسته بود و یک دفعه می گویند طلاق داده شده ای و هیچ نفقه ای هم نداری و با بچه هایت در خیابانی بدون آنکه هیچ سرپناهی داشته باشی. و این یک از مسائل حاد مراکش بود. در رابطه با اینکه چرا شروع به جمع اوری امضا کردیم هم باید بگویم عقاید مختلفی در این زمنیه وجود داشت مثلا بعضی می گفتند اعلامیه بنویسم ومنتشر کنیم وبعضی هم پیشنهاد های دیگری داشتند. یکی از پیشنهادها هم جمع آوری امضا بود که مورد قبول واقع شد و همه دنبالش کردیم.
* شیوه کارتان چطور بود؟ و این امضاها را چطور از مردم جمع کردید؟
اولینش این بود که در تمام مراکش ما تظاهرات هایی برگزار می کردیم علیه این قانون خانواده مراکش و در همین تظاهرات ها از مردم امضا می گرفتند . یک شورای عالی ملی هم تشکیل دادیم که این حرکت را اداره کند.این ایده از یک NGO هایی می آید به نام انجممن عملیات زنان. این ها یک مجله ای دارند به نام هشت مارس و درروز هشت مارس وقتی می خواستند مقاله و برنامه داشته باشند همه تلاش شان را روی این موضوع گذاشتند و همه تلاش شان و برنامه هایشان راروی این مسئله گذاشته بود. که مسئله را برای مردم توضیح دهد. چون این یک انجمنی بود که وابسته به یک حزب چپ بود بقیه انجمن هایی که وابسته به احزاب دیگر بودند هم فعال شدند.
یک اعلامیه هم نوشتیم و این اعلامیه را برای اولین بار بردیم در پارلمان مراکش و برای اولین بار پارلمان مراکش جمع شد تا درباره این موضوع صحبت کند.
* آن شورای ملی در این میان چکار می کرد؟ و شهرهای مختلف را چطور هماهنگ می کرد؟
ما فکر کردیم یک سازمان نمی تواند به تنهایی این کار را پیش ببرد برای همین یک شورای ملی تشکیل دادیم. یعنی هم انجمن ها دور هم جمع شدند و این شورا را تشکیل دادند. البته هر انجمنی با آدم های خودش و ارتباطات و امکانات خودش رفت دنبال کار و با توجه به سابقه خودش شروع به پیگیری این مسئله کرد.مثلا من تجربه شخصی خودم را می گویم من ان موقع استاد دانشگاه فز مراکش بودم و آنجا این کاغذهای امضا را کپی کرده بودم و می بردم در تالار اجتماعات دانشگاه که ششصد نفره بود از همه دانشجوها و اساتید می خواستم که امضا کنند و همه هم امضا می کردند. یا اینکه من خودم عضو انجمن حقوق بشر بودم و از طریق برنامه های انها امضاجمع می کردم. بقیه اعضا هم همین طور بودند وهر کس از طریق ارتباطات خودش از مردم امضا می گرفت.
* وقتی کار شروع شد چند NGO عضو این شورای ملی بودند؟
کمتر از 10 تا
* و وقتی کار به نتیجه رسید چند NGO در کار مشارکت داشتند؟
آن موقع در مراکش NGO خیلی کم بود و وقتی کاربه ثمر رسید ما تقریبا 15 گروه بودیم.آن 10 تای اول هم برخی شان ان جی او بودند و برخی کمسیون زنان احزاب مختلف.از این گذشته تمام کانون وکلای شهرهای مختلف از ماپشتیبانی کردند چون وکلا همه شان طرفدار حقوق بشر هستند.
علاوه بر این گروه هایی مثل کانون وکلا هم در این کمپین کنار ما بودند، خبرنگاران، کانون فیلم سازان، کانون شعر سازان و .. همه اینها در کنار ما بودند. و از ما حمایت و پشتیبانی می کردند.
نکته جال این که وقتی ما درخواستمان را به صورت یک اعلامیه مشترک دادیم ان را خطاب به مجلس نوشتیم و این اولین بار که مخاطب مردم نه شاه بود ونه روحانیون و این اولین بار بود که چننی اتفاقی در مراکش می افتاد. وقتی ما از مجلس خواستیم روحانیون گفتند این به قانونگذار مربوط نیم شود و جزوئ وظایف شاه است. چون شاه در مراکش امیر المونینن نیز هست و او است که باید تصممی بگیرد.
* واکنش مردم عادی که شما ازشان می خواستید این نامه را امضا کنند چطور بود؟
همه مردم یکجوری با این مسائل حقوقی و به ویژه مسئله طلاق درگیر بودند و از کار ما استقبال می کردند.
*موضع نمی گرفتند که این مسائل خلاف قران و شرع است؟ چون به هر حال مراکش هم یک کشور مذهبی است؟
به حال انجا هم یک کشور اسلامی است و اسلامی ها موافق نبودند اما ما هم کار روشنگری مان را می کردم و برای انها توضیح می دادیم و خیلی ها هم می پذیرفتند.
*مردم عادی هم با شما همکاری می کردند؟چون در کمپین یک میلیون امضای ایران این اتفاق افتاده که مردم عادی که تا کنون عضو هیچ گروه وانجمنی نبودند حالا در کنار ما و به عنوان اعضای فعال کمپین کار می کنند و از مردم برای کمپین امضا جمع می کنند.
بله مردم هم کمک می کردند و در کنارمان بودند.
برخورد بنیادگرایان مراکشی با این کمپین چطور بود؟
در سال 1991-2 کمپین یک میلیون امضای مراکش با موانع شدید از جانب سنت گرایان و دست راستی ها مواجه شد.اولین برخوردها از جانب علما و روحانیون بود که می گفتند هر کس با قانون مخالفت کند، ضد دین و شریعت است.در ان فضای پرتنش تنها راه حل شاه حسن بود که توانست اوضاع را کمی ارام کند. در مراکش پادشاه نقش ضامن مذهب وئ پدر ملت را دارد و خود او از جنبش زنان خواست که مطالباتشان را از جانب او مطرح کنند.پادشاه پس از شنیدن مطالبات زنان یک کمسیون شاهنشاهی تشکیل داد و آن را متعهد به بازنگری قوانین خانواده کرد.
چه کسانی عضو این کمسیون بودند؟
فقط علما.هیچ زن و حتی جامعه شناسی عضو این کمسیون نبود و در حقیقت اولین بازبینی قوانین خانواده مراکش را علما انجام دادند.
در این بازبینی مطالبات شما محقق شد؟
نه. در این کمسیون تغییرات چندانی در قانون انجام نشد و ما فقط به نتایج خیلی اندکی رسیدیم.با این وجود این کمسیون و بازنگری آن گام بزرگی برای تغییر قانون وگشایش در موضوع مقدس خانواده بود و نشان می داد که این تغییرات می تواند ادامه داشته بشد.
*به غیر از سمینارها و دانشگاه ها دیگر در چه جاهایی امضا جمع می کردید؟ مثلا در خانه مردم یا در اتوبوسها و روشهایی که خیلی به میان مردم عادی بروند هم داشتند؟
تمام جاهای ممکن از بیمارستان و خیابان و همه جاهای عمومی ما می رفتیم
وقتی در خیابانامضا جمع می کردید از لحاظ قانوین برای تان مشکلی پیش نمی آمد و پلیس مانع تان نمی شد؟
نه اصلا. پلیس برای چه باید مانع کار ما می شد؟
*وقتی امضا جمع می کردید چقدر امید داشتید که یک روز قوانین را عوض کنید؟
برای ما اصلا اینم مهم نبود که چه موقع می توانیم به یک میلیون امضا برسیم و این قوانین را عوض کنیم و اگر ده سال هم طول می کشید مهم نبود. ما می خواستیم از طریق این حرکت همه را روشن و آگاه می کردیم و این از همه چیز برای ما مهم تر بود.
* این تلاش همچنان ادامه دارد وهنوز برای اصلاح بیشتر قانون تلاش می کنید؟
الان دیگر دنبال این نیستیم که امضا جمع کنیم اما یک آمار عمومی می گیریم که آیا این قوانین که عوض شده خوب اجرا می شود و اگر اجرا نمی شوند دنبال راهکارهایی برای اجرای آن باشیم.
الان ما داریم روی تابعیت کار می کنیم و مثلا زنان مراکشی که شوهر خارجی دارند را دعوت می کنیم این ها مشکلاتشان را شرح می دهند بچه هایشان حرف می زنند و ما سعی می کنیم کاری برای تابعیت این زنان بکنیم.