اعتماد ملی
در طي بازديدي كه از اوين داشتيم و يك ساعتي كه با زنان بند بازسازي شده و مجهز اوين همصحبت شديم، زندانيها بيشتر از خودشان گفتند و دليل محكوميتشان و آنچه آنها را به اينجا كشانده بود و به غيراز چند نفري كه در حضوررئيس زندان از زحماتشان تشكر ميكردند و ميگفتند: "خانم بنويس كه ما خيلي راضيهستيم."كمتر سخني از وضعيت زندان شنيديم.شايد براي اينكه واقعا راضي هستند و شايد هم به قول حقوقداني كه در زندان گلستان همراه ترانه بنييعقوب، خبرنگار سايت كانون زنان ايراني بوده: "هرگز نبايد چهره واقعي زندان را زماني كه مسئولان زندان خبر از بازديد گروهي از آن دارند باور كرد. در اين مواقع معمولاً همه جا شسته و نظافت مي شود. در اين بازديدها بارها به زندانيان گوشزد مي شود كه خوش برخورد باشند و از اوضاع گلايهاي نكنند. اين وضع معمول زندانهاي كشور در هنگام بازديد مسئولان و يا افراد ديگر است. اما واقعيت و چهره اصلي زندان چيز ديگري است."
بخشي از اين واقعيت را شايد بتوان در گفتههاي محبوبه عباسقلي زاده، روزنامه نگار و فعال امور زنان كه سال گذشته مدتي را مهمان اوين بود، شنيد، او با اشاره به اينكه زندان اوين از لحاظ امكانات عادي از ساير زندانهاي تهران و شهرستانها بالاترين رتبه را دارد، مهمترين نقض حقوق زنان در اوين را بحث تبعيض جنسيتي ميداند و ميگويد: " دسترسي مردان اوين به امكانات رفاهي، تفريحي، تغذيه و سلامت به مراتب بيشتر از زنان است و تغذيه بخش عمده اين تبعيض را شامل ميشود. غذاي هر دو بخش در يك آشپزخانه پخت ميشود و از آن لحاظ فرقي نيست، اما زنان به جهت فقر آهن و مسائل زنانگيشان به غذاهاي حاوي آهن و قرصهاي ويتامين احتياج دارند و اين در حالياست كه نه تنها اين موارد در جيره غذاييشان لحاظ نميشود بلكه بوفه زنان نيز متنوع نيست تا بتوانند از آنجا خريد كنند، در حالي كه بوفه مردان مملو از انواع غذاهاي گوشتي و ميوههاي فصل است."
عباسقلي زاده اضافه ميكند:"اكثر زندانيان بند زنان اوين را آسيب ديدگان قشر فقير جامعه تشكيل ميدهند و طبيعتا دختر فراري يا زني قاتل همسر كه مطرود خانواده است، يا شهرستانيهاي فقير توان آمدن به تهران را ندارند، پولهاي 30، 40 هزارتوماني همراه نخواهند داشت، در حاليكه بوفههاي اوين چه بند زنان و چه بند مردان قيمتها دو برابر خارج از زندان است ."
او با اشاره به اينكه ضعف غذايي طولاني مدت موجب بيماريهاي مختلف ميشود،در مورد وضعيت درماني اوين مي گويد: "اگر زنداني بيمار شود بايد 10 بار به بخش درماني مراجعه كند تا يك قرص تقويتي به او داده شود.»
او مورد ديگر را افسردگي شديد زنان عنوان ميكند و ميگويد:" با يك آمارگيري غير تخصصي و حتي برخوردهاي كوتاه مدت با زندانيان مشخص مي شود كه 90 درصد زنان زنداني دچار افسردگي شديد هستند، اما كسي به اين مساله دقت و توجه لازم را نميكند.همه فكر ميكنند چون آنها زنداني و بعضا آسيب ديده هستند، طبيعي است كه افسرده باشند، اما واقعيت اين است كه افسردگي شديد زنان اوني به دليل شرايط نامناسب وگردهم آمدن مجموع عوامل نقض حقوق زندانيان است كه اكثرا به دليل بي توجهي به جنسيت زنان رخ مي دهد."
علاوه بر اينها كمبود لباس هم هست:"بسياري از افراد پس از دستگيري در خيابان و طي كردن مراحل اداري محكوم شدن به حبس، مستقيما روانه زندان ميشوند و بدون لباس فصل گرما و سرما ميمانند. اين مساله در مورد لباس زير زنان هم صادق است كه در بند زنان امكاناتي براي تهيه آن فراهم نشده است و باعث بروز بيماريهاي عفوني ميشود."
اين موارد البته از سوي مسئولان زندان پذيرفته نميشود. "سهراب سليماني"،رئيس محل اداره زندانهاي استان تهران در پاسخ به اين ادعاها از ارائه لباس زير، نوار بهداشتي و پوشك بچه به صورت رايگان خبر ميدهد و ميگويد:" زندانيها سهميه هفتگي صابون و حوله و قند وچاي هم دارند" كه البته آن چه ما از زندانيها شنيديم اين است كه لباس زير فقط در بدو ورود به آنها داده ميشود و چنانكه خود سليماني گفت: "لباس در بوفه زندانها به فروش نميرسد."
"مرتضي الوندي"، رئيس اداره پژوهش سازمان زندانهاي كشور نيز در رابطه با ورزش زنان و اعتراضي كه به هواخوريهاي زنان است ميگويد:"زندانيان به نسبت امكانات موجود در جامعه داراي شرايط بهتري نسبت به كل جامعه هستند" و اين در حالي است كه آنچه ما در اوين ديديم يك سالن با سه ميز پينگ پونگ و 6 دستگاه بدنسازي بود و البته يك زمين سيماني كوچك محصور در ديوارهاي بلند و بدون هيچ درخت و سبزي كه هم زمين واليبال بود با توري كه بند لباس زندانيها شده است و هم مكاني براي شست و شوي لباس و خشك كردنشان بود و هم هواخوري.
اين امكانات در حالي است كه بنا به گفته عباسقليزداه بند مردان اوين مجهز به استخر، زمين واليبال و فوتبال است و بخش هواخوري هم جدا است.
مدير زندان اوين به ما گفت در هواخوري هميشه بازاست و هر دو سالن يك هواخوري دارد. يعني هر 220 نفر يك حياط @ متري و تاكيد كرد كه هواخوري مردان هم به همين اندازه است. اما فرق مردان و زنان اين است كه به گفته "رشيدي"، مدير داخلي زندان اوين زندانيها مرد در روزهاي تعطيل و عصرها ميتوانند از زمين فوتبال و محوطه باز و سر سبز اوين استفاده كنند و زنان چنين امكاني را در اختيار ندارند. چون به هر حال آنها زن هستند و ماموران و كاركنان اوين هميشه در محوطه هستند ونميشود كه زنها را بيرون آورد. به رشيدي ميگويم اين همه زمين وسيع در اوين است نميشود براي زنان هم مكان بزرگتر و دل بازتري درست كنيد؟ جواب مي دهد: اوين پستي و بلندي زياد دارد. نميشود.
اين شكايتها البته فقط متعلق به روزنامه نگاران و فعالان اجتماعي كه سر و كارشان به اوين افتاده نيست و نامهاي كه يكي از زندانيان بدور از چشم مسئولان به ما داد هم گواهي بر اين مشكلات است:
"بسمه تعالي
مشكلات ما مددجويان به شرح زير ميباشد:
1. سالم نبودن غذاي زندان، فقط موقع بازديد به ما غذاي خوب ميدهند.
2. از نظر ميوه و سبزي در مضيغه هستيم و حتي خودمان پولش را مي دهيم.
3. شير و لبنيات داده نميوشد و اجناس فروشگاه بسيار گران فروخته ميشود.
4. در حالت ناراحتي بد و حتي رو به موت هم باشيم به بهداري فرستائده نمي شويم.
5. در مورد مرخصي كه به ما وعده سه ماهه دادهاند ولي هيچگونه رسيديگي نشده و حتي اجازه صبحت با مديريت و معاونت زندان را نداريم.
6. در آخر از شما عزيزان محترم خواهشمنديم مشكلات ما را حل نمائيد
مددجويان بند نسوان"
وقتي برخي از اين مسائل را با "عباسعلي خاميزداه" رئيس زندان اوين در ميان گذاشتيم. او بيمارستان و مدرسه و اتاقهاي ملاقات و سالنهاي بازسازي شده و كلاسهاي حرفآموزي و سرويسهاي بهداشتي تميز اوين را به يادمان آورد و گفت. اينها واقعيت ندارند. خودتان كه همه چيز را ديديد.از خامي زداه پرسيديم: چرا بايد زندانيان و وكلا چيزي را بگويند كه خلاف واقعيت است؟گيريم زنداني داراي مشكلات روحي است، پس از آزادياش چرا بايد چنين حرفي را بزند؟ رئيس زندان اوين گفت: "نگاه بد جامعه به مقوله زندان و زندانبانان باعث بيان چنين مواردي ميشود. اين چند ساله زندان خيلي تغيير كرده و وقت آن رسيده كه مردم و جامعه هم نگاهشان را تغير دهند."
اين البته فقط نظر خامي زاده نيست و روانپزشك درمانگاه اوين هم معتقد است: "اكثر افرادي كه زندان حضور دارند، داراي اختلال شخصيتي هستند كه شامل اضطراب، افسردگي و پرخاشگري است و در اثر همين عارضه، زنداني كم كم بدبيني خودش را با فضاي زندان جابه جا ميكند و اين مكانيزم دفاعي است كه موجب آرام كردنش ميشود."