اعتماد ملی
هميشه وقتي صحبت از "زنانه شدن فقر" يا "فقر زنان" ميشود، بسياري معترض هستند كه مگر فقر هم مردانه و زنانه دارد. اما واقعيتهاي زندگي زنان در نقاط مختلف جهان نشان ميدهد كه فقر از سويي ارتباطي مستقيم با تبعيضهاي جنسيتي دارد و بنا به گفته مدير اجرايي صندوق جمعيت ملل متحد:" تا زماني كهخشونت عليه زنان خاتمه نيابد و آنان نتوانند از حقوق كامل اجتماعي، فرهنگي ، اقتصادي و سياسي برخوردار باشند، فقر ريشهكن نميشود." و از سوي ديگر فقر جلوههاي گوناگون دارد و چنانكه در دستور نامه پكن براي اقدام نيز بيان شده، از نداشتن درآمد و منابع مولد كافي براي تامين معاش مستمر و سوتغذيه گرفته، تا دسترسي محدود به آموزش و بي خانماني و تبعيض و محروميت اجتماعي و عدم مشاركت در تصميمگيري ها را شامل ميشود.
علاوه بر اين واقعياتي همچون اينكه : فقر درمیان زنان بیشتر از مردان است، فقر زنان جدی تر از فقر مردان است و با افزایش شماره خانوارهائی که زن مسئول آن است، شاهد فقر عمیقتری هستیم ، ضرورت بررسي موضوعي به نام زنانه شدن فقر را بيشتر آشكار ميكند.
اگر هم بخواهيم بر مبناي آمار كه نقش مهمي در مباحث اقتصادي دارند، پيش برويم: بر اساس گزارش سازمان ملل ( برای سال 1995) از 1.3 میلیارد نفری که در فقر زندگی می کنند 70 درصد آن زنان هستند و به گفته رئيس كل پيشين سازمان ملل زنان با وجود اينكه نيمي از جمعيت و يك سوم نيروي كار جهان را تشكيل ميدهند، تنها يك دهم در آمد جهان را دارند و يك صدم مالكيت داراييها از آن آنهاست.
دكتر احمد سيف، استاد اقتصاد در دانشگاههاي انگلستان، با اشاره به اينكه " زنانه شدن فقر" درسالهای 1970 طي مباحثی که در امریکا درباره موقعیت زنان بدون شوهر ولی دارای فرزند و نظام رفاه اجتماعی در جریان بود بر سر زبانها افتاد، ميگويد:"بطور کلی منظور از زنانه شدن فقر، افزایش تعداد خانوادههائی است که زن مسئول آن است و در مرحله دوم، منظور از آن، مشارکت بیشتر زنان در کارهای کم مزد شهری و عمدتا در بخش غیر رسمی اقتصاد است."
او ميزان دسترسي زنان به منابع مالي خانوار را نيز از جمله معيارهاي فقر زنانه ميداند:"آمارهای مربوط به فقر در وجوه عمده شامل فقر خانوار می شود بدون این که میزان دسترسی زن و مرد را به درآمد خانوار و به خدمات بطور مستقل و مجزا مشخص كند. این موضوع به خصوص در دو سه دهه در پیوند با اصلاحات تعدیل ساختاری که دراغلب کشورها انجام گرفته است بیشتر بر سر زبانها افتاده و دلیل اصلی و اساسی اش هم این است که هزینه اصلاحات اقتصادی تعدیل ساختاری بطور نابرابری بر گردن زنان میافتد ."
سيف با مورد توجه قرار دادن كاهش درآمد خانواده بر فقيرتر شدن زنان ميگويد: "شواهد آماری نشان میدهد که وقتی درآمد خانوار کاهش پيدا ميكند، مردان معمولا سهم بیشتری از درآمد را دراختیار میگیرند و آن چه که به خانوار میرسد کاهش مییابد. در همین راستا، زیاد اتفاق میافتد که با تداوم این روند کاهش یابنده، مردان بطور کلی از پرداخت هر گونه پولی به خانوار شانه خالی میکنند و یکی از دلایلی که شاهد افزایش شماره خانوارهائی با مسئولیت زنان هستیم همین پدیده است."
اين در حالي است كه اينگونه زنان و همچنين زناني كه به دليل مهاجرت شوهر، زنداني شدن يا از كار افتادگي او سرپرستي خانواده را به عهده گرفتهاند، معمولا به خاطر مسائل فرهنگي و سنتهاي اجتماعي خود را به عنوان سرپرست خانواده معرفي نميكنند و با توجه به اينكه عمدتا موقعيت زنان سرپرست خانوار ملاك بررسي فقر زنان قرار ميگيرد، هيچ معيار مشخصي براي تعريف و شناخت زنان فقير وجود ندارد.
زنان شاغل هم فقيرند
بر اساس آخرين اطلاعات تنها 12 درصد از زنان ايراني شاغل هستند و نرخ بيكاري زنان نيز 50 درصد بيشتر از مردان است.از سوي ديگر تاثير بالا رفتن نرخ بيكاري و کمبود منابع بر زنان بیشتر از مردان است،چرا كه بر اثر این فشارها، بطور روزافزونی زنان به صورت نیروی کار تحصیل کرده ولی ارزان در میآیند و در این مجموعه، موقعیت زنان به حاشیه رانده شده، برای نمونه زنان روستائی، زنان مهاجر، زنان کهنسال، زنان دارای نقض عضو و زنان جوان از دیگران به مراتب بدتر است.
به عنوان نمونه در ايران نسبت زنان سالمند كه همسرشان فوت شده، 4/9 برابر مرداني سالمند همسر فوت شده است و فقط 3/3 درصد از زنان اين سالمند از نظر اقتصادي فعال هستند.
دكتر سيف با بيان اينكه دربازار کار، تمرکز زنان در حوزه های خاصی همچون بهداشت، آموزش، بخش خدمات کم مزد و بخش کم مزد صنعت است، تبعيض موجود در ساير حوزه ها را از ديگر دلايل فقيرتر شدن زنان عنوان ميكند: "زنان برای انجام کار مشابه در همه کشورها، کمتر از مردها مزد دریافت می کنند. حقوق بازنشستگی زنان از مردان کمتر است. حضور زنان در مقام مدیریت با سهم شان در نیروی کار هیچ ارتباط معنی داری ندارد ومعمولا بسیار ناچیز است. نه فقط زنان کمتر از مردان مزد دریافت می کنند بلکه در صنایع کم مزد، بخش عمده و اساسی کارگران آن زن هستند و تفاوت مزد زن و مرد برای انجام کار مشابه در بخش غیررسمی از بخش رسمی بیشتر است."
اعظم خاتم، مسئول تهيه گزارش موضوع "زنان واقتصاد" در گزارش غيردولتيها حول محورهاي پكن، از ديدگاهي ديگر اين موضوع را بررسي ميكند.
او پايين بودن اشتغال زنان را يكي از عوام گسترش فقر در جامعه ميداند و ميگويد: "حتي جوامع نفتي مثل ايران هم با گسترش جمعيت با فقر مواجه ميشوند و پاسخ خانوادهها در اين مواقع چند شغله شدن مردها و خارج نشدن آنها از چرخه اشتغال تا سنين نزديك به 70 سالگي است.در حاليكه با تغييرات فرهنگي در جامعه، پاسخ خانوادهها به فقر ميتواند اشتغال زنان باشد، چنانكه اين موضوع در رابطه با بسياري از دختران جوان صدق ميكند."
تحليل خانوارها رد جوامع مختلف نيز نشان ميدهد حتي مشاغل كم درآمد زنان ميتواند خانواده را از فقر برهاند و يا فشاري را كه بر ساير اعضاي خانواده وارد ميشود اندكي تخفيف دهد.
خاتم البته بر اين روكرد كه اشتغال به نوعي حضور زنان در مناسبات اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي است، تاكيد دارد و معتقد است:" اشتغال زنان حضور آنها در مناسبات قدرت است."
تبعيض جنسيتي و فقر دو سر يك معادله
عزيزووا موهبات، رئيس كانون قضاوت ولايت خطلان تاجيكستان كه براي تبادل تجربيات زنان ايراني وتاجيك در زمينه فقرزدايي به ايران سفر كرده است، فقر و حقوق و آزاديهاي زنان را دو سر يك معادله ميداند.:" مثلا در قانون تاجيكستان همه حقوق زن و مرد برابر است. ولي اجراي آن به خود ما زنها بستگي دارد. در كشور ما مردها از حقوقشان كه عين آن را ما زنها هم داريم كاملا استفاده ميكنند. ولي ما نه! چرا؟ چون بايد سواد حقوقي داشته باشيم و آن را بخواهيم."
عزيزووا موهبات، يكي از دلائل فقر زنان را نداشتن امكانات براي عملي كردن حقوق قانونيشان ميداند و اضافه ميكند:" فقر زنان تنها به دست سازمانهاي غيردولتي حل نميشود و مشكلاتي هست كه بايد قانون با قدرت خودش آن را حل كند."
او با اشاره به برخي قوانيني كه از سوي دولت و مجلس تاجيكستان براي مهار فقر در بين زنان تصويب شده و دادن امكاناتي همچون زمين و اعتبارات خرد به آنها، گفت: "همه اين قانونها اگرچه از طرف دولت است، ولي ما زنها بايد خودمان براي عملي شدن آنها حركت كنيم."
در اين نشست كه با شركت زنان ايراني و تاجيك برگزار شد، محبوبه عباسقليزاده، مدير مركز كارورزي سازمانهاي غيردولتي نيز از منظر ديگري فقر زنان و راهكارهاي مهار آن را مورد توجه قرا ر داد. او با اين اعتقاد كه نه آموزش به تنهايي فقر را چاره ميكند و نه راهحلهاي مراكزي همچون بانك جهاني كه فقط امكانات را به نواحي فقير ميبرند و مبارزه با فقر را به آنان نميآموزند، راه سومي را پيش رو گرفته است: "ما ميخواهيم به مردم ياد بدهيم چطور حق خودشان را به دست بياورند و منتظر نباشند كه كسي از بانك جهاني، دولت، يا سازمانهاي غيردولتي بيايد و براي آنها مدرسه و بيمارستان بسازد.ما قبلا آموزشگر تربيت ميكرديم تا بين مردم بروند ولي در پروژههاي ظرفيت سازي اين مركز مروج يا حمايتگري كه به مناطق محروم ميرود به جاي اينكه خودش آموزش دهد يا يك مددكار باشد، فضايي را ايجاد ميكند تا زنها بتوانند با شناساسي گروههاي ذينفع و راههاي تاثير گزاري و وارد آوردن فشار، خودشان حقشان را به دست آورند، ومثلا اگر بيمارستان ميخواهند خودشان بروند سراغ مسئولان نامه بنويسند و آنها را قانع كنند براي ساخت بيمارستان."
او با بيان اين اعتقاد كه اين فرآيندي است كه فقرزدايي را از درون خود مردم بوجود ميآورد، گفت: "پروژههاي ظرفيت سازي ما اكنون در 5 استان كشور در حال پيگيري است كه و 3 تا از اين پروژهها مرتبط با فقر زدايي است. به عنوان مثال در كردستان زنان ايراني كه با عراقيها ازدواج كردهاند، هيچگونه حقوق شهروندي ندارند و اين موضوع منجر به فقير تر شدن اين زنان شده است. پروژه ما اين است كه به اينها ياد بدهيم چگونه با تلاش خودشان براي فرزندانشان شناسنامه و براي خودشان قباله ازدواج بگيرند و حقوق شهرونديشان را به دست اورند كه اين روند خود به خود به فقرزدايي از آنها هم كمك مي كند."
راهكار عباسقلي زاده همسو با اين ديدگاه كارشناسان است كه: برنامههاي فقر زدايي براي زنان در صورتي بيشترين نتيجه موثر را به بار ميآورند كه بوسيله زنان، براي زنان و با استفاده از مهارتها و نيرو و دانش زنان به اجرا درآيند.
و البته بديهي است كه در تعيين راهبردهاي موثر براي براي فقر زدايي از زنان بايد به نقشها و مسئوليتهاي چندگانه زنان و همچنين به نيازهايي همچون نگهداري از كودكان، مراقبتهاي بهداشتي، بيمه پزشكي، مراقبت از سالمندان، دسترسي به وسائل حمل ونقل و آموزش مستمر توجه داشت.
كسب وكارهاي كوچك راهي براي فقر زدايي
"زیبو"، نماينده انجمن دستگيري از كودكان و زنان سرپرست خانواده تاجيكستان اما آموزش تجارتهاي كوچك و راهنمايي براي گرفتن وام و قرض از منابع مختلف را يك راه حل عملي براي كاهش فقر زنان ميداند، او ميگويد:"در تاجيكستان اگر زنان صاحب كارخانه باشند تا 10 سال از ماليات معاف هستند و براي همين ما سعي ميكنيم زنان را تشويق كنيم كه سرمايههاي كوچكشان را يك جا جمع كرده و كارخانههاي كوچكي راهاندازي كنند."
رئيس انجمن دوستي تاجيكستان با ممالك خارجي نيز با اشاره به تجربه موفق همكاري زنان تاجيكستان با افغانستان،قزاقستان و تركيه در فروش صنايع دستي پيشنهاد ميدهد كه اين تجربه در ايران هم آزمايش شود.
محبوبه عباسقليزاده اما با اشاره به اينكه تجربه تجارت خرد در ايران موفق نبوده، اين برنامه را در مقياسي همچون بازارهاي مشترك خطرناك ميداند و خاطر نشان ميكند: "الگوي مصرف در ايران تقريبا مدرن است و زنان در خرده بيزنس نميتوانند اين وسائل را توليد بكنند.فرش، صنايع دستي و محصولات غذايي هم بازارهاي محدودي دارند از سوي ديگر شركتهاي بزرگي هستند كه در ايران روي همين توليدات زنان هم دست گذاشتهاند و از سوي مردان اداره ميشوند.
از سوي ديگر محصولات زنان كه با امكانات ابتدايي توليد ميشود هم قابل رقابت با شركتهاي بزرگ نيست و هم اينكه در فهرست نيازهاي اساسي خانوادهها قرار ندارد و بيشتر يك محصول تزئيني است."
او با بيان اينكه براي فقرزدايي از زنان بايد كار ترويجي داشته باشيم و بتوانيم بر قدرتهاي تجاري اثر بگذاريم از زنان تاجيك پرسيد: شما با غرور از محصولات توليدي زنان كشورتان حرف ميزنيد و گويا تجربه موفقي در زمينه تجارت خرد داشتهايد. اين اتفاق چطور افتاده است؟
اونيخول بابا نظر اوانا، حقوقدان و فعال امور توسعهاي تاجيكستان، در پاسخ به اين سوال گفت:" در تاجيكستان به دليل كمبود بودجه عمومي، تجارات خرد ضروري است و زنان ما با جمع كردن سرمايههايي كه از اين تجارت خرد به دست ميايد، كارخانههاي كوچك را راهاندازي ميكنند. از سوي ديگرز صنايع دستي زنان تاجيك در زندگي عادي مردم استفاده ميشود و ما مذاكرات زيادي هم با دولت براي حمايت از فعاليتهاي تجاري كوچك زنان داريم."
راهبردهايي براي مهار زنانه شدن فقر
به طور عمده دو نوع راهبرد براي مبارزه با فقر زنان پيشنهاد ميشود. اولي راهبردي خصمانه است كه مشتمل بر: وارد آوردن فشار از طريق افكار عمومي؛ اقدامهاي جمعي همچون تحريم به منظور ارتقاي سطح آگاهي و جلب توجه رسانه هاي گروهي؛ اقامه دادخواست و واداشتن بر ايجاد تغييرات از راههاي سياسي است
كه از جمله اقدامات عملي كه با اين روش انجام شده ميت.ان به اين موارد اشاره كرد: در سال 1996 شركت بزرگ معدن كاوي TNC كه در اندونزي فعاليت ميكرد، موافقت كرد يك درصد از درآمد سالانهاش را براي تامين هزينههاي برنامههاي محلي مراقبتهاي بهداشتي و آموزش و پرورش هزينه كند.
در بنگلادش نيز ذز ائيل دهه 1980 بانك گرامين تاسيس شد كه دادن وامهاي بدون وثيقه بريا دو ميليون وام گيرنده كم درآند را در دستور كارخود قرار داده بود. بيش از 90 درصد استفاده كنندگان از اين امكان زنان بودند و اين وامهاي نقش زيادي در بالا بردن سطح درآمد آنان داشته است.
اين بانك همچنين از طريق روشي جامع از جمله سوادآموزي، برنامههاي بهداشتي ومهارتهاي شغلي موقعيت زنان را ارتقا داده و به ترويج بحث و گفت و گو ميان فعالان زن و اقتصاددانان در باره تاثير مثبت و دراز مدت كسب و كارهاي كوچك نيز اقدام كرده است.
روش ديگري كه براي مهار فقر پيشنهاد ميشود، راهبرد همكارانه است كه از طريق برقراري شبكههاي تعاوني، اتحاديهها، سازمانهاي اشتراكي، تهيه طرحي مشترك بين زنان در سطح ملي و منطقهاي محقق ميشود.
در كشور ما به دلائل مختلف از جمله نوپا بودن جامعه مدني تا كنون تلاش چنداني در تحقق راهبرد اول نشده است، اما در سالهاي اخير بسياري از زنان با پيش رو گرفتن راهبرد همكارانه در صدد مهر فقر در بين زنان هستند. تشكيل تعاونيهاي خوداشتغالي در نقاط محروم كشور، گسترش تعاونيهاي زنان روستايي و عشاير، متشكل شدن زنان كارآفرين و صاحب كسب و كار و آموزش مهارتهاي حرفهاي به زنان سرپرست خانوار از جمله اين تجارب است.
در سطح بينالمللي نيز "انجمن زنان متحد" و "انجمن مشاغل آزاد زنان" دو نمونه موفق در زمينه فقرزدايي هستند.
"انجمن زنان متحد" روسيه كه در سال 1995 براي حمايت از زنان بيكار روسيه و دفاع از منافع آنها تشكيل شد. سمينارها و كارگاههايي براي آموزش زنان درباره فرصتهاي اقتصادي ترتيب ميدهد و با گروههاي بين المللي براي بهبود وضعيت زنان بيكار ارتباط ميگيرد. اين انجمن همچنين به تشكيل دورههاي كارورزي در مهارتهاي جديد ياري ميرساند، حمايتهاي راهبردي و تداركاتي براي برنامههاي زنان فراهم مياورد . با مقامهاي دولتي در سطح ملي ومحلي مذاكره ميكند تا در برقراري نظامهاي اجتماعي و اقتصادي جديد منافع زنان منظور شود.
"انجمن مشاغل آزاد زنان" نيز كه به همت زنان فقير و محروم گجرات هند تشكيل شده، به زنان كمك ميكند تا خود را در برابر آزار و اذيت متشكل كنند.
اين انجمن از طريق اقداماتي همچون پرداختن وام به تعاونيها ومراكز كارورزي نه تنها موفق شده است كه الگويي براي توانمد ساختن اقتصادي زنان به وجود آورد، بلكه قدرت سياسي زنان را نيز افزايش داده و آنان را به نيرويي منتفذ و قابل اعتنا در صحنه سياسي و اقتصادي منطقه تبديل كرده است.
براي مبارزه با فقر به نابرابريها پايان دهيد
با همه اينها بايد به ياد داشته باشيم زنان به ندرت ميتوانند بر فقر غلبه كنند، مگر آنكه به تبعيضهاي اساسي و محروميتشان از حقوق انساني پايان داده شود.
چرا كه بنا به بند 51، دستور نامه پكن براي اقدام :" فقر در ميان زنان و دختران با محرويتشان از حقوق، فقدان دسترسي به منابع اقتصادي، از جمله اعتبارات، مالك بودن و ارث بري و عدم دسترسي به آموزش و پرورش وخدمات حمايتي، مشاركت ناچيزشان در فرآيند تصميم گيري نيز ارتباط مستقيم دارد."
اين موضوع البته اختصاص به مهار فقر زنانه ندارد وچنانكه "ثريا احمدعبيد"، مديراجرايي صندوق جمعيت ملل متحد تاكيد كرده: رهبران جهان تا سال ۲۰۱۵ميلادي، نخواهند توانست فقر را پشت سرگذارند مگر آنكه ابتدا به تبعيض جنسيتي پايان دهند.