اعتماد ملی
زلزله، سيل، سونامي، جنگ و هرچه موجب ويراني ميشود، به همه جامعه از مرد و زن و كودك آسيب ميرساند، اما در اين ميان زنان به دليل شرايط و نيازهاي خاصي كه گاه متاثر از جنسيتشان است و گاه به جهت نابرابريهايي كه در شرايط عادي بر آنها تحميل شده، به كمك و امدادرساني ويژهاي نياز دارند.
بنا به گزارش صندوق جمعيت سازمان ملل متحد در زلزله 7/6 ريشتري كشمير بيش از 40 هزار زن باردار با خطر مرگ بر اثر كمبود بيمارستان و امكانات بهداشتي مواجه بودند و در فاجعة سونامي نيز چنانكه کمیسیون زنان سازمان ملل اعلام كرده است، تعداد زناني كه جان خود را از دست دادند بيش از مردان بود چرا كه زنان از سويي به دليل دست و پا گير بودن لباس و امتناع از بيرون آوردن لباس هاي خود به علت باورها و سنت هاي مذهبي به هنگام انجام عمليات نجات بيشتر آسيب ديدند و از سوي ديگر به جهت كم تواني در دويدن و شنا و بودن در خانه بيشتر در معرض خطر قرار گرفتند.
بر پايه همين گزارشات است كه کمیسیون زنان سازمان ملل، در چهل و نهمین اجلاس خود در مارچ 2005 خواهان وجود حساسيت هاي جنسيتي در كمكهاي انساندوستانه اي كه پس از وقوع بلاياي صبيعي به مناطق آسيب زده روانه ميشود، شد.
علاوه بر حساسيتهايي كه در امداد رساني به زنان به خصوص در جوامع سنتي بايد مدنظر قرار داده شود، انجام عملياتهاي حمايتي براي نجات يافتگان فاجعه و بازگرداندن آنها به زندگي يكي از مواردي است كه در نظر گرفتن تفاوتهاي جنستي نقش عمدهاي را در آن ايفا ميكند.
چنانكه در روزهاي اول زلزله بم، هيچ يك از گروههايي كه براي كمك به بم رفته بودند، نيازهاي اوليه زنان را مدنظر نداشتند و به گفته مستوره جمالي روزنامه نگاري كه سه روز بعد از حادثه در بم بوده است،زنان بمي كه روي خواستن نوار بهداشتي را نداشتند، با التماسي توام با شرم پوشک بچه مي خواستند ولي نه خبري از توزيع پوشک و نوار بهداشتي بود و نه حتي دستمال کاغذي در اختيار زنان گذاشته ميشد.
مسئله ديگري كه در همان روزهاي اول فاجعه و گير و دار نجات مجروحان و خاكسپاري از دست رفتگان، زنان را تهديد ميكند، قاچاق زنان وتجاوز به زنان تنها وبي سرپناهي است كه همه خويشانشان را در فاجعه از دست دادهاند.
بالا رفتن آمار تجاوز و خشونتهاي جنسي در زمان وقوع حوادث طبيعي و جنگها يكي از حقايق غير قابل انكار است وپديدهاي نيست كه اختصاص به يك شرايط يا مكان خاص داشته باشد. در زلزله بم نيز انكار اين معضل از سوي بسياري از مقامات رسمي و محلي موجب آن نشد تا فعالان امور زنان وسازمانهاي غيردولتي نگراني خود را از قاچاق وسواستفاده جنسي از زنان پنهان كنند و در پي تاييد خبر "تعرض به برخي از زنان و دختران منطقه زلزله زده بم در ساعات اوليه اين حادثه از سوي برخي از اشرار" كه از سوي يكي از مقامات بهزيستي اعلام شد و در خروجي خبرگزاريهاي ر سمي قرار گرفت، گروهي از سوي كميته سازمانهاي غيردولتي براي پيگيري قاچاق زنان تشكيل شد.
منصوره شجاعي، عضو مركز فرهنگي زنان كه مسئوليت بررسي ومطالعه در حوزه قاچاق زنان را به عهده گرفته بود، معتقد است براي تكرار نشدن چنين حوادثي بايد از حالا كه هيچ اتفاقي نيافتاده چارهانديشي كرد.
شجاعي زنان تنهايي که در هنگام فاجعه مقابل بيمارستان ها ،کنار چادرهاي اسکان موقت و پاي خرابه هاي خانه و کاشانه خويش سرگردان هستند را صيدهاي بالقوه سودجويان و سوداگراني ميداند که گاه با چهره اي مشروع و قول وقراري مشروع تر و گاه بسيار وقيحانه و گستاخانه به دامشان ميكشند و پيشنهاد ميكند فعالان زن هر منطقه نقاطي را براي امدادرساني و حمايت از زنان تنها و بي پناه تعيين كنند و در هنگام وقوع حوادثي كه آرامش و امنيت شهر را بهم ميزند با رساندن خود به آن محل، گروههاي نجات و حمايت از زنان را تشكيل دهند.
او اولين اقدام را شناخت وتعيين مناطق وسيع، ايمن و دور از خطر ميداند و ميگويد: "اين مناطق به نسبت دوري و نزديکي به هر محل مي تواند توسط زنان فعال و علاقمند محل شناسايي و توسط مطبوعات و رسانههاي ديگر و حتي نصب اطلاعيه به در و ديوار اعلام شود. گروهي نيز مي توانند مسئوليت ارتباط با مراکز کمک رساني و بين المللي را به عهده گيرند تا در فراهم آوردن برخي از تجهيزات بتوان از کمک هاِي احتمالي آنان استفاده کرد."
به اعتقاد او اين پيشنهاد حتي اگر در چند منطقه از شهر نيز عملي شود، ميتواند راهكاري عملي براي جلوگيري از گسترش خشونتهاي جنسي عليه زنان در هنگام فاجعه باشد.
در نظر گرفتن تفاوتهاي جنسيتي، هميشه مسائل مهمي مثل نيازهاي ويژه زنان باردار و قاچاق زنان نيست. اين تفاوتها گاه در نكات بسيار كوچكي است كه از ديد برنامه ريزان و امداد رسان مرد پنهان ميماند. نكاتي مثل نبودن جايگاهي برای شستشوی ظروف و لباس كه زنان را مجبور مي کند ساعت های متوالی بر روی زمينهای خاکی و آلوده نشسته و به شستشو مشغول شوند و پيامدهاي ناشي از آن را كه به وجود آمدن ناراحتیها و بيماریهای بسيار جدی از جمله قارچهای مزمن و دردهای شديد در ناحيه پا و کمر است، تحمل كنند. يا كمي امدادگرهاي زن و شرم زنان از مراجعه به امدادگران وپزشكان مرد براي دردهاي زنانه و تلنبار و مزمن شدن اين دردها در آن شرايط بحراني.
تجربه بم نشان ميدهد كه هر چه از روزهاي بحراني بگذرد، بر مشكلات زناني كه جان سالم به دربردهاند، افزوده ميشود.مشكلاتي كه در كنار مصائب عمومي همچون بي خانماني و فقر و از دست دادن موقعيت باثبات قبلي، به خاطر جنسيتشان به آنها تحميل ميشود.
سردرگمي زناني كه پس ازفاجعه يكشبه مسئوليت خانواده به گردنشان افتاده و از مهارت و آموزش اقتصادي لازم براي اين كار برخوردار نيستند،ازدواجهاي از سر ناچاري و برخلاف تمايل و علاقة دختر كه گاه براي حفظ زندگي از دست رفته خواهر و آوردن سر پناهي براي فرزندان صورت ميگيرد و گاه از سر استيصال و بيپناهي ، كاستيهاي قانوني كه در زمان وقوع فاجعه مانع از احقاق حق زنان ميشود و در زمينه ارث و انحصار وراثت و قيوميت فرزندان آنها را با مشكل مواجه ميكند، سو استفاده جنسي از سوي نزديكان و بويژه از سوي قيمهاي دختران بيسرپرست، مشكلات بهداشتي و تغذيهاي به خصوص براي زنان باردار و شيرده، احتمال رواج پديدة دوهمسري و ...... از جمله اين مشكلات است.
مشاركت زنان در بازسازي، راهي براي برون رفت از بحران
كارشناسان يكي از راههاي برون رفت از اين مشكلات را مشاركت دادن خود زنان در بازسازي جامعه ويران شده پس از فاجعه ميدانند.
بنا به تحقيقي كه دكتر ژاله شاديطلب، در ابطه با زلزلة رودبارـمنجيل انجام داده است، توجه به نقش زنان ميتوانست بار زيادي از دوش سازمانهاي امدادي بردارد. زنان ميتوانستند كارهايي نظير توزيع غذا و طبخ نان را بهراحتي به عهده بگيرند و بيتوجهي به ويژگيهاي فرهنگي و اجتماعي جامعه باعث به هدر رفتن وقت و انرژي سازمانهاي امداد در زلزلة رودبارـمنجيل شد.
در اين تحقيق آمده است كه در خانهسازي اين زن شمالي است كه گِل درست ميكند و لاي درزهاي چوب را با گل پر ميكند و حتي ماله كشيدن و گچكاري نيز كار زنهاست، اما در زلزلة رودبارـمنجيل، با وجود اين تواناييهاي زنان منطقه، سازمانهاي امداد براي كار خانهسازي بهسراغ مردها رفته بودند و هيچ انگيزهاي در مردان براي مشاركت در كارهاي ساختماني نيافتند. اما دعوت زنان به مشاركت، بخصوص در امر ساخت سرپناه، براي نيروهاي امدادي بسيار دشوار بود.
زنان نيازهايشان را بهتر ميشناسند
فاطمه احمدى، مدير روابط بين الملل مركز امور زنان و خانواده نيز چندي پيش در «نشست منطقه اى توانمندسازى زنان» يكى از نتايج قابل توجه فجايعي همچون سونامي و زلزله را اهميت يافتن توانمندسازى زنان در هنگام بلاياى طبيعى و اتخاذ راهكارهاى مناسب با توجه خاص به زنان عنوان كرد و گفت:" آگاهى زنان از نيازهاى ويژه خود باعث مى شود تا بتوانند به شكل مطلوب ترى براى پاسخگويى به آن نيازها برنامه ريزى و عمل كنند."
او تشكيل و تقويت گروههاى ويژه امداد در ميان زنان براى ارائه خدمات به دختران و زنان آسيب ديده را از ديگر موارد مهم در اين زمينه عنوان كرد و ايجاد سازمانهاى محلى زنان جهت فعاليتهاى درآمدزا براى نيازهاى آنها، تشويق زنان به ورزش و ايجاد فضاى ورزشى در جهت تقويت روحيه زنان آسيب ديده در بلاياى طبيعى را از ديگر موارد قابل توجه دانست.
با همين ديدگاه است كه كميته هماهنگى سازمانهاى غير دولتى زنان كه از سوي ۴۴ تشکل غیردولتی برای کمک به بازسازی بم تشکیل شده است، تلاش خود را بر ايجاد مرکزی در بم برای کمک به بهبود شرایط زندگی بسیار سخت زنان و دختران بازمانده از این زلزله متمركز كرده است و با دریافت یک هکتار زمین از شورای شهر بم در صدد ساخت یک مجتمع فرهنگی ، آموزشی ، هنری و تفریحی برای زنان بمي است.
مجتمعي كه به گفته خديجه مقدم، از اعضاي اين كميته، فاز اول آن فضای بازی برای ورزش خانمها است و در فاز دوم ساختمانی در این مجتمع در نظر گرفته شده، که حدود ۸۰۰ متر زیربنایش است و شامل یک آمفی تئاتر، کلاسهای آموزشی و یک مهد کودک است.
با همه اينها اگر ميخواهيم درصد آسيب پذيري زنان در هنگام وقوع فاجعه كاهش پيدا كند، بايد از هم اكنون كه در شرايط عادي هستيم به فكر توانمندسازي زنان باشيم. چرا كه كارشناسان و جامعهشناسان معتقدند هنگام وقوع فاجعه، قشرهاي آسيبپذير، آسيبپذيرتر ميشوند و هرچه جامعة محل فاجعه از توسعهيافتگي كمتري برخوردار باشد، به گروههاي خاص آسيب بيشتري وارد ميشود.