اعتماد.2 آبان 86
http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1506925
چه چيزهايي باعث تفاوت «جنسيت» زن و مرد در جامعه مي شود؟ نقش اين افکار قالبي بر شکل گيري جنسيت زن و مرد چيست و در کجاي فرهنگ اين باورهاي قالبي به ما ديکته مي شود؟ اميليا نرسيسيانس در کتاب «انسان شناسي جنسيت» به اين تفاوت ها اشاره کرده و اين موضوع را که آيا اصولاً در طبيعت هم اين تقسيم بندي رفتاري ميان زن و مرد وجود دارد يا نه مورد بررسي قرار داده است. در اين کتاب که مباحث آن در طول درس انسان شناسي جنسيت نويسنده کتاب، به تدريج شکل گرفته است، با تکيه بر علم انسان شناسي، تحول زندگي انسان ها اعم از زن و مرد با تاکيد بر مساله جنسيت در دو بعد زماني و مکاني بررسي شده است. فصل اول کتاب اختصاص به درک طبيعت انسان دارد تا روند شکل گيري فيزيکي، عاطفي و ويژگي هاي شناختي را در گذر زمان مورد بررسي قرار دهد و در اين گذر زماني نقش هاي اجتماعي هر دو جنس را در نظر مي گيرد. در اين فصل جنسيت و تفاوت هاي جنسي از دوران انسان نماها و بشر شبه ميمون دنبال شده و در دوران مختلف مورد بررسي قرار گرفته است. در فصل دوم نيز با اعتقاد به اينکه نقش هاي اجتماعي هر دو جنس را جامعه بنا بر مقتضيات زيستي، بوم شناسي، فرهنگي و اقتصادي رقم مي زند، فرهنگ هاي گوناگوني معرفي شده اند و طي آن ثابت شده که نقش هاي هر دو جنس در بافت اجتماعي و فرهنگي گوناگون مي تواند متفاوت باشد و انديشه هاي قالبي در يک جامعه در مورد هر يک از دو جنس در جوامع ديگر صادق نيست. بررسي قشربندي جنسيتي در بين کشاورزان، باغ داران، گله داران و همچنين در جوامع صنعتي از ديگر مطالب اين بخش است. کتاب مردم شناسي جنسيت در فصل سوم به بررسي نقش اجتماعي زن و مرد در فرهنگ هاي گوناگون، به ويژه در جوامع شکارگري مي پردازد. در اين بخش از کتاب، نويسنده با طرح اين سوال که چرا تساوي بين دو جنس به ندرت ديده مي شود و در اکثر جوامع زنان تحت سلطه مردان هستند، عوامل قدرت دهنده به زن و مرد را در بين شکارچيان سرخپوست، هادزاهاي تانزانيا، شکارچيان بومي استراليا و اسکيموها بررسي مي کند و به اين نتيجه مي رسد که هر قدر همپوشاني و همکاري بين زن و مرد براي حل مسائل معيشتي بيشتر باشد احتمال تساوي و برابري بين آنها نيز به همان ميزان بيشتر است.
اميليا نرسيسيانس در مبحثي با عنوان «تجربه اجتماعي شدن و روانشناسي جنسيت» تجربه اجتماعي شدن زن و مرد را در روند زندگي روزمره مورد توجه قرار مي دهد و سعي دارد تاثير فرهنگ را در رفتارهاي رواني، حرکتي و گفتاري دو جنس از بدو کودکي و در تعاملات اجتماعي دوران جواني و نوجواني بررسي کند.
توجه به نحوه پرورش و تربيت دختران و پسران و تبيين تفاوت هاي دنياي دختران و پسران بحث محوري اين بخش از کتاب است. به عقيده نرسيسيانس معمولاً بسياري از رفتارهاي کوچک بين گروهي در ميان کودکان و نوجوانان 5 تا 15 ساله، شخصيت و نقش جنسيتي آنها را تعيين مي کند. در اين سنين بچه ها ترغيب مي شوند و حتي مايل اند که با هم جنسان خود بازي و گفت وگو کنند و به وسيله اين مقالات اوليه با گروه همسالان نحوه رشد شخصيت را تبيين مي کند. تفاوت بازي هاي پسرانه و دخترانه، نوع کلام، رفتار و نهايتاً دنياي رواني آنها علت همين تعاملات اوليه است که به شدت از سوي جامعه، گروه و خانواده تاييد و تشويق مي شود.
زبان و جنسيت موضوع فصل پنجم اين کتاب است که طي آن نويسنده توضيح مي دهد از طريق تحليل علمي زبان هر جامعه يي مي توان به موقعيت، نقش و حضور اجتماعي هر يک از دو جنس پي برد. نرسيسيانس در اين کتاب به زبان جنسيت زده اشاره مي کند و معتقد است: اين زبان معمولاً به کاربرد متمايز و بي ادبانه يي نسبت به جنس ديگر در جامعه منجر مي شود. در زبان جنسيت زده زنان در مواجهه با برخي مفاهيم دچار از خودبيگانگي و انزوا مي شوند: مفاهيمي که تنها لغات و صفات آن در انحصار مردان قرار دارد. مثلاً «قول مردانه دادن» گويي فقط قولي که مردان مي دهند قابل اعتماد است. يکي ديگر از نکات جالب اين کتاب، پاسخ به اين سوال است که چه کسي بيشتر صحبت مي کند؟ اکثراً تصور مي کنيم زنان، در حالي که مطالعات گوناگون نشان داده است، مردان به واسطه اعتماد به نفس بيشتر در برنامه هاي تلويزيوني، سمينارها و جلسات خيلي بيشتر از زنان صحبت مي کنند. در کلاس هاي درس مردان بيشتر از زنان سوال مي پرسند يا اظهارنظر مي کنند. نهايتاً زنان در جريان گفت وگو به وفاق و همسويي با افکار مصاحب مي انديشند. در حالي که مردان به نمايش قدرت، تسلط و رقابت فکر مي کنند.
چگونگي پذيرش الگوهاي حاکم بر جامعه که داراي تاثيرات رواني، رفتارشناختي خاصي است و پي بردن زنان و مردان به نقش هاي اجتماعي خود از طريق اين الگوها نيز موضوع فصل ششم اين کتاب است. پيشينه بيداري اجتماعي انسان ها و حرکت هاي مربوط به احقاق حقوق مدني و به ويژه جنبش زنان نيز بحث محوري فصل هفتم «انسان شناسي جنسيت» است و در فصل هشتم موضوعاتي همچون ذهنيت در سطح خرد و کلان و همچنين دروني کردن هنجارهاي اجتماعي مورد بحث قرار مي گيرد. در فصل نهم نويسنده تلاش کرده با مشاهده زندگي روزانه انسان ها، کنش هاي اجتماعي آنها را قابل درک کند و در فصل دهم نيز با اشاره به گفته سيمون دوبووار مبني بر اينکه: «زن، زن زاييده نمي شود، بلکه زن ساخته مي شود» پارادايم هاي فمينيستي را در حيطه جنسيت معرفي و تشريح مي کند. کتاب«مردم شناسي جنسيت» توسط نشر افکار عمومي و با همکاري سازمان ميراث فرهنگي به چاپ رسيده است. اين کتاب در 2200 نسخه و با 214 صفحه به قيمت 2200 تومان به فروش مي رسد.
اميليا نرسيسيانس نويسنده اين کتاب دکتراي جامعه شناسي تعليم و تربيت را از دانشگاه سنچري امريکا اخذ کرده و هم اکنون عضو هيات علمي دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه تهران است.