روزنامه اعتماد ملي > شماره 109 28/3/85
در سريال هاي تلويزيوني مردها هميشه عاشق فوتبال هستند و زن ها نه كه از فوتبال خوششان نمي آيد، از اين همه فوتبال دوستي مردها لجشان هم مي گيرد و مدام سرشان غر مي زنند.
حالا هم كه جام جهاني فوتبال تم اصلي آگهي هاي بازرگاني شده ، زن ها يا همه تلاششان را مي كنند كه مثل آگهي تبليغ سن ايچ راحتي شوهر و برادر و پسرشان را موقع تماشاي فوتبال فراهم كنند و خودشان گوشه اي مي نشينند و بالاو پايين پريدن مردان خانواده را تماشا مي كنندو يا اينكه مثل زن تبليغات محصولات تبرك هيچ چيز از فوتبال نمي دانند و حتي وقتي هم براي تماشاي فوتبال پاي تلويزيون نشسته اند، قوانين بازي را از شوهرشان مي پرسند.
واقعيت اما اينگونه نيست .حالا فوتبال ديگر ، يك تفريح و ورزش مردانه به حساب نمي آيد و به قول برانكو ايوانكوويچ ، سرمربي تيم ملي ، زنان در ايران تشنه فوتبال هستند.
اين عشق فوتبال را نبايد فقط در ميان دخترهايي كه براي تماشاي فوتبال جلوي استاديوم آزادي مي روند و زنان فوتباليستي كه دريبل زدن روي زمين چمن را تمرين مي كنند جست وجو كرد، دختران دبيرستاني اين روزها بيشتر از واليبال و بسكتبال ، فوتبال بازي مي كنند، زمين هاي هندبال مدرسه را پاتوقي براي بازي گل كوچك كرده اند و زنگ هاي تفريح بحث بر سر نتيجه بازي هاي فوتبال ليگ هاي دنيا داغ داغ است . آنها لوئيس فيگو، كاسياس ، كريستينا رونالدو و روني را به خوبي پسران همسن و سالشان مي شناسند و به همان مهارت درباره تاكتيك هاي اريكسون و ماركوفان باستن مربي تيم هاي ملي انگليس و هلند اظهار نظر مي كنند.
به خانه هاي قوم و خويش هايتان هم كه سر بزنيد حتما مادران و حتي مادربزرگ هايي را مي بينيد كه پاي ثابت بازي هاي تيم ملي ايران هستند و مسابقه پرسپوليس - استقلال را هيچ وقت از دست نمي دهند. آنها شايد پا به پاي دخترها و پسرهايشان تا نيمه شب ليگ برتر انگليس و ايتاليا را دنبال نكنند، اما با فوتبال دوستي خود، كليشه مردانه بودن بازي فوتبال را شكسته اند.
اين فوتبال دوستي مختا به تماشاي فوتبال نيست و حضور زنان در تيم هاي فوتبال هم هر روز پررنگ تر مي شود.
اولين تيم فوتبال بانوان به وسيله باشگاه تاج يا همان استقلال شكل گرفت . منصور پورحيدري اولين سرمربي اولين تيم فوتبال بانوان كشورمان مي گويد: «سال ،1349 تيم تاج كه در مسابقات باشگاه هاي آسيا قهرمان شد علاقه مندان زيادي را به خود جلب كرد. پس از اين قهرماني بانوان زيادي به آنجا مراجعه كردند و خواستند تا تيم بانوان را تشكيل دهيم . اين موضوع مقدمه اي شد تا تيم بانوان تاج به سرپرستي من شكل بگيرد.» اين تيم به سرپرستي منصور پورحيدري و گودرز حبيبي كارش را آغاز كرد و با تيم هايي از آلمان و بلژيك مسابقه داد.
سرعت اين روند از آن به بعد كم و زياد شد، اما هيچگاه به مرحله توقف نرسيد. به گونه اي كه حالا 380 تيم فوتسال بانوان در كشور داريم كه به وزارت آموزش و پرورش ، وزارت علوم ، باشگاه ها و دستجات آزاد و ارگان ها مثل هلال احمر، شهرداري ، بسيج و... تعلق دارند و در دسته ها و رده هاي مختلف بازي مي كنند.
از آبان ماه سال 1384 نيز زنان ايراني از سالن هاي فوتسال بيرون آمدند و پا به زمين چمن گذاشتند و طي يك سال اخير در كشورمان 25 تيم فوتبال شكل گرفته كه 6 تيم در دسته يك و 6 تيم هم در دسته دو بازي مي كنند. 12 تيم باقي مانده نيز در دسته سوم قرار گرفته اند.از چند ماه پيش هم تيم ملي فوتبال بازي هاي بين المللي خود را شروع كرده و با شركت در تورنمنت و بازي هاي تداركاتي با جديت جلو مي روند.
اين عشق فوتبال البته فقط مختا زنان ايراني نيست و تعداد زنان فوتبال دوست به قدري زياد شده كه حالا تقريبا تمامي تيم هاي ليگ برتر كشورهايي همچون انگليس ، كلوپ هاي خاص هواداران زن تشكيل داده اند براساس آمار شمار تماشاگران زن پخش تلويزيوني مسابقات فوتبال هم به صورت باورنكردني افزايش يافته است .
به گفته سوزان گيدنز، محقق ارتباطات عمومي رشد محبوبيت فوتبال در ميان زنان در كشورهاي مختلف در دهه هاي 80 و 90ميلادي اتفاق افتاده است .
اين فوتبال دوستي زنان به گونه اي است كه : جرمي پل ، مدير گروه تحقيقاتي شبكه چهار تلويزيون انگلستان مي گويد:«بسياري از برنامه ريزان تلويزيوني براساس همان اعتقاد قبلي و تصورات خود معتقدند كه بايد براي ساخت برنامه هاي مورد علاقه زنان ، همزمان با برگزاري مسابقات جام جهاني ، اقدام كرد تا زناني كه مسابقات فوتبال تماشا نمي كنند به تماشاي اين برنامه ها بنشينند، اما مساله اين است كه حالا زن ها فوتبال تماشا مي كنند، حتي شايد بيشتر از مردها... تحقيقات ما نشان مي دهد در فصل جاري مسابقات ليگ برتر جزيره 36 درصد زنان انگليسي مسابقات ليگ برتر را از طريق تلويزيون دنبال مي كردند. (در مقايسه با 24 درصد در سال 2000) ضمن آن كه 45 درصد آن ها به صورت جسته و گريخته مسابقات را تماشا كرده اند. (در مقايسه با 2 درصد در سال 2000)»
اين آمار البته در رابطه با بازي هاي ليگ است و در بازي هاي ملي اين رقم بالاتر هم مي رود. براساس تحقيق محققان اسپورت ماركتينگ ، درحالي كه فقط 78 درصد مردان انگليسي ديدارهاي تيم ملي اين كشور در مسابقات جام جهاني 2002 را از طريق تلويزيون دنبال كرده اند اين آمار در مورد زنان به حدود 80 درصد مي رسد.
اين گرايش زنان به فوتبال يك پديده فراگير است و زنان ژاپني هم تماشاگران پرو پاقرص فوتبالند، علاوه بر اينكه آنها فقط به تماشاي تلويزيوني قناعت نمي كنند و پاي ثابت ورزشگاه ها هم هستند. به گونه اي كه از اين كشور به عنوان تنها كشوري در جهان كه ممكن است در يك بازي شمار تماشاگران زن حاضر در استاديوم بيشتر از شمار مردان باشد، نام مي برند.
در كشورهاي پرتغال ، سوئد و كرواسي هم در 10 سال اخير تعداد تماشاگران زن حاضر در ورزشگاه ها و تعداد بينندگان زن در پخش مسابقات فوتبال رشد چشم گيري داشته است . روزنامه آپولا چاپ پرتغال در جريان برگزاري مسابقات فوتبال جام ملت هاي اروپا در اين كشور در سال 2004 در گزارشي با عنوان واقعيتي به نام حضور زنان ، به نقش مهم زنان در تشويق تيم ملي پرتغال پرداخت و مدعي شد تصور يك قرني جامعه فوتبال اين كشور كه طرفداران فوتبال در اين كشور صرفا مردان هستند در اين رقابت ها شكسته شده است .
فوتبال مثل هميشه همه مرزهاي فقير و غني و توسعه يافته و نيافته را در هم ريخته است . اين را از گفته هاي سعيد علي حسيني يكي از بازيكنان فوتبال افغان مي توان فهميد كه از تب فوتبال در بين دختران افغان مي گويد و البته مشكلات و موانع بسياري كه در مقابل آنها وجود دارد. مشكلات و موانع فراوان در مقابل يك عشق بزرگ ، اما زنان افغان كه به راحتي از علاقه شان نمي گذرند و به قول حميرا دختر جواني كه هم عاشق تماشاي فوتبال تيم هاي بزرگ است و هم خودش در زمين هاي خاكي كابل توپ مي زند، «مشكلات مانع از فوتبال آنها نخواهد شد. اين بازي براي همه است . مرد و زن . براي همه ، حتي دختران افغان .»
عشق فوتبال حتي در ميان زنان عربي كه حق راي ندارند نيز نفوذ كرده .زنان بحريني حالا فقط به تماشاي فوتبال قناعت نمي كنند و پس از تجربه خوب برگزاري مسابقات فوتبال دختران در مدارس به فكر برگزاري مسابقات ملي فوتبال زنان هستند.
شيخ فواز محمد الخليفه رئيس سازمان جوانان و ورزش بحرين معتقد است : «فوتبال بانوان يك خبر داغ و جديد است .» و با همين اعتقاد است كه در حال برنامه ريزي ليگ فوتبال براي دختران عرب هستند. حركتي كه با شعار «ما نمي خواهيم ارتباطمان را با دنياي پيرامونمان قطع كنيم . » آغاز شده بيشتر از آنكه نشانه انديشه سياستگذاران ورزشي بحرين باشد نماد تغيير نگرش در نظام كشورداري اين سرزمين است .
به گزارش نشريه فيفا حركتي كه در بحرين آغاز شده ممكن است به كشورهاي ديگر مثل امارات و قطر سرايت كند و شايد تا چند وقت ديگر وقتي از دختران اين كشورها هم بپرسند كه چرا عاشق فوتبال - اين بازي غيرمتداول براي زنان - هستند، آنها هم مثل مارياناي بحريني با لبخند و اعتماد به نفس جواب بدهند: «چرا كه نه * شك ندارم كه به زودي تيم ها و باشگاه هاي مخصوص دختران و بانوان تشكيل مي شود. »
شايد بتوان گفت فوتبال براي زن ها فقط يك ورزش نيست و به قول براندي چاستين ، ستاره آمريكايي فوتبال زنان :«اهميت آن نه فقط به خاطر تاثير آن بر آينده اين ورزش ، بلكه به خاطر تاثير آن بر آينده اين جنسيت است . چون فوتبال يك جنبه ورزشي دارد و يك جنبه اجتماعي . شركت در تيم و گروه به انسان مهارت هاي رهبري و احترام به نفس مي دهد و همچنين اين احساس را كه هر چيزي با تلاش زياد به دست مي آيد.»
اين احساس مثبت فقط مختا به بازيكنان فوتبال نيست و حتي تماشاي آن هم خيلي اوقات مي تواند روحيه تلاش و تغيير را به آدم ها بدهد.چنانكه لوري فير ، يكي از هم تيمي هاي چاستين در جام جهاني 99 مي گويد: «وقتي ما مسابقه مي داديم اغلب زن ها تحت تاثير قرار گرفتند. به ياد دارم كه زني برايمان نامه اي نوشت و گفت كه از كار و زندگي اش ناراضي بود و تماشاي جام جهاني به او شجاعت داد تا كار خود را ترك و زندگي خود را تغيير دهد .»
بيشتر زنان البته با اين آگاهي و براي بالا بردن اعتماد به نفس و روحيه جمعي به سراغ فوتبال نرفته اند. براي آنها كليشه مردانه بودن و زنانه بودن خيلي چيزها ، از جمله فوتبال ، شكسته شده است و نمي خواهند خودشان را از لذت و هيجان منحصر به فرد فوتبال محروم كنند.