« حالا زن ها هم فوتبال تماشا می کنند | صفحه اصلی | گفت وگو با نسرين ستوده، وكيل دادگستري تضييع حق زنان براي حضانت؛مرثيه اي فراتر از دلتنگي »

اعتياد زنان، آسيبي كه جدي گرفته نمي شود

اعتماد ملی- شماره 130 22/4/85

به اوين كه رفته بودم، رئيس زندان مي گفت بيشتر زناني كه اينجا هستند، جرمشان مواد مخدر است. اكثرا اعتياد و برخي هم خريد و فروش.
سخنان محمود سالاركيا، معاون دادستان در امور زندان ها هم آمار رئيس زندان اوين را تاييد مي كند: <در حال حاضر حدود 50 درصد زندانيان زن در رابطه با مواد مخدر و اعتياد هستند كه اين آمار در چند سال اخير براي زنان بي سابقه بوده است.>
با اين وجود در آمارهاي رسمي و برنامه هاي پيشگيري و درمان اعتياد، زنان چندان به حساب نمي آيند و اعتياد همچنان جرم / بيماري مردانه پنداشته مي شود، به گونه اي كه تا چندي پيش هيچ گونه خدمات اختصاصي براي اعتياد زنان وجود نداشت و حتي برخي از مراكز، خدماتشان را فقط به مردان ارائه مي دادند.
در مطالعات مربوط به اعتياد نيز اوضاع چندان بهتر نيست و آنگونه كه دكتر <آفرين رحيمي موقر> در مقدمه پژوهش خود مي نويسد: < در اكثريت قريب به اتفاق مقالات چاپ شده در مجلات علمي داخلي و خارجي و اسناد و گزارش هاي چاپ شده در زمينه اعتياد، زنان تنها گروه كوچكي از گروه مطالعه را تشكيل مي دهند و نتايج به تفكيك جنسيت ارائه نشده است. از سوي ديگر كليه اسناد به دست آمده در خصوص بررسي مصرف مواد و اعتياد زنان، مربوط به آخرين سال هاي قبل از انقلاب وپس از سال 1378 است و هيچ گونه سندي دال بر انجام مطالعه اي در 20 سال اول انقلاب وجود ندارد.>11(
اولين دليل اين بي توجهي به اعتياد زنان شايد بالا بودن آمار اعتياد در مردان باشد و اينكه سوءمصرف مواد مخدر همچنان در مردان شايع تر از زنان است، اما هنگامي كه غلبه مردان در مصرف مواد از 90 درصد در بعضي جوامع سنتي آسيايي، در كشورهاي تازه استقلال يافته به 80 درصد مي رسد، در برخي از كشورهاي آمريكاي لاتين تا 70 درصد پايين مي آيد و در برخي از كشورهاي توسعه يافته مانند انگلستان و آلمان 60 درصد گزارش مي شود، به نظر مي رسد بايد توجه بيشتري به شاخص هاي جنسيتي در زمينه اعتياد داشت.
در ايران نيز با وجود اينكه بنابر آمار رسمي شيوع اعتياد زنان ايراني، نسبت به اكثر كشورهاي جهان كمتر است، اما شواهد نشان مي دهند آمار اعتياد زنان ايراني نسبت به كشورهايي همچون پاكستان و عمان كه مسلمان بوده و ساختار خانواده در آنها تقريبا مشابه ايران است، بالاتر است و بنابر پژوهش هاي انجام شده در اين زمينه وضعيت اعتياد زنان ايراني رو به وخامت مي رود.
اين در حالي است كه اعتياد زنان در جامعه ما نابهنجارتر از مردان تلقي مي شود و زنان معمولا از مراجعه به مراكز درماني معتادان كه بيشتر مراجعه كنندگان آن را مردها تشكيل مي دهند، خودداري مي كنند و بنا بر جديدترين گزارش هاي منتشر شده از سوي دفتر پيشگيري و درمان اعتياد سازمان بهزيستي، آمار دقيقي از ميزان جمعيت زنان معتاد در كشور در دسترس نيست.22(
چنان كه روشنك وامقي، مشاور امور بانوان ستاد مبارزه با مواد مخدر جمعيت زنان معتاد را بر اساس آمار مراجعان به مراكز درماني بهزيستي، چهار درصد اعلام مي كند.
دكتر هومان نارنجي ها، معاون مركز تحقيقات اعتياد دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي با استناد به تحقيقي با عنوان <روش ارزيابي سريع وضعيت مواد اعتيادآور در ايران> كه با همت مركز تحقيقات اعتياد دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي انجام شده مي گويد 6/9 درصد معتادان كشور را زنان تشكيل مي دهند و بيژن نصيرمنش، دبير كل كاهش خسارات اعتياد معتقد است: <به ازاي هر يكصد مرد معتاد، 70 زن معتاد نيز وجود دارد كه اكثر آنها تحت فشار همسرانشان معتاد شده اند. يعني اگر حدود دو ميليون مرد معتاد در كشور وجود داشته باشد، حدود يك ميليون و 400 هزار نفر نيز معتاد زن در كشور وجود دارد.>
با اين وجود اما، معدود پژوهش هاي انجام شده در اين زمينه، تفاوت هاي جنسيتي در مراحل مختلف اعتياد را به روشني نشان مي دهند.
براساس پژوهشي كه در سه گروه معتادان زنداني ، معتادان خياباني ومعتادان مراجعه كننده به واحدهاي خود معرف صورت گرفته نزديك به نيمي از معتادان زن 55/49( نخستين بارپيشنهاد سوءمصرف مواد را از سوي اعضاي خانواده و بستگان دريافت كرده اند.
توزيع فراواني پاسخگويان معتاد زن براساس اولين موقعيت سوءمصرف مواد، نيز حاكي از اين است كه بيش از نيمي از معتادان زن 66/52 درصد( نخستين بار در منزل اقدام به سوءمصرف مخدر كرده اند.
بر اساس اين پژوهش دردهاي جسماني، كسب لذت، كنجكاوي، كمبود روابط عاطفي، شكست عشقي و مشكلات رواني از جمله عوامل فردي شروع سوءمصرف در بين زنان بوده و سپس عوامل خانوادگي نظير تنش ها، مشكلات خانوادگي، عدم كنترل و نظارت اعضاي خانواده بر رفتارهاي خود با 7/25 و مسائل اجتماعي نظير در دسترس بودن مواد و فشار دوستان در رتبه بعدي شروع سوءمصرف مواد مخدر زنان نقش داشته اند.
در حالي كه مردان بيشتر تحت تاثير عوامل اجتماعي به مواد مخدر روي مي آورند و در نتيجه مي توان گفت شدت آسيب پذيري زنان در محيط هاي خانوادگي در قبال اعتياد به مواد مخدر بيش از مردان است.
علاوه بر چگونگي اعتياد، نحوه گذر از مراحل مختلف اعتياد نيز در زنان متفاوت است، چنان كه به گفته دكتر سپيده سيگاري، كارشناس دفتر اعتياد سازمان بهزيستي اولين تجربه مصرف مواد تا شروع تزريق در مردان معتاد، 8 سال به طول مي انجامد در حاليكه اين روند براي زنان حدود دو سال است.
دكتر سيگاري با تاكيد بر اينكه معمولا شيوه مصرف مواد مخدر اعتياد، شدت و عمق آن و رفتارهاي توام با مصرف مواد در ميان زنان معتاد با مردان متفاوت است، مي گويد: <معمولا در زنان روند مصرف مواد مخدر از اولين تجربه مصرف تا تزريق مواد سير سريعتري نسبت به مردان طي مي كند به طوري كه اعتياد زنان را شش سال زودتر از مردان از پاي درمي آورد.>
تفاوت ديگر هم البته در نوع برخورد جامعه است، چرا كه: <هر معضل و پديده اي كه براي افراد عادي جامعه با انگ و برچسب همراه باشد، در مورد زنان آن جامعه چند برابر بيشتر بروز خواهد كرد و متاسفانه در خصوص اعتياد زنان نيز برخي ملاحظات و اخلاق گرايي در جامعه موجب ايجاد كوه يخ عميقي شده و به همين دليل آمار دقيقي از تعداد زنان و دختران معتاد در دست نيست.>
از همين رو با وجود اينكه آمار وزارت بهداشت نسبت زنان معتاد به مردان را در كشور يك به 8 اعلام مي كند، دكتر سيگاري معتقد است: <بسياري از زنان معتاد به دليل همان مساله برچسب زني اعتياد خود را پنهان كرده و به مصرف مخفيانه مواد مي پردازند و احتمال مي رود كه تعدادشان بيشتر از اينها باشد.>
اين تفاوت ها در شيوه هاي درمان نيـز خود را نشان مي دهند، به گونه اي كه به اذعان كارشناسان مراكز درماني تجربه نشان داده است: زنان تمام مراحل سم زدايي، شركت در جلسات مشاوره و درمان را بهتر پيگيري كرده و عود و بازگشت مجدد آنها به سمت مصرف مواد از مردان كمتر است و در صورتي كه مورد حمايت اجتماعي خانواده و اطرافيان قرار بگيرند، به شيوه هاي درمان بسيار خوب پاسخ مي دهند، به طوريكه بر اساس آمار ارائه شده از سوي مراكز ترك اعتياد ميزان موفقيت در مرحله سم زدايي در مردان 68 درصد است، در حاليكه زنان در مرحله سم زدايي با حدود 90 درصد موفقيت رو به رو هستند.
بنا به گزارشي كه معاونت پيشگيري سازمان بهزيستي كشور و برنامه كنترل مواد مخدر سازمان ملل در سال 1379 ارائه كرد ه اند نيز زنان بيشتر از طريق اعضاي خانواده به خصوص همسرانشان به اعتياد كشانده مي شوند، همچنين مطالعات انجام شده در اين زمينه اعلام مي كنند كه مصرف مواد در زنان به خصوص مواد تزريقي، با آسيب هاي ديگر اجتماعي مانند فرار از منزل و روسپيگري همراه است و از اين رو است كه زنان نيازمند اقدامات درمان و بازتواني اختصاصي هستند كه شرايط خاص آنها را در مراحل مختلف اعتياد و درمان در نظر بگيرد.
زنان معتاد آسيب پذيرترند
از سـوي ديگر بايد توجه داشت كه بنا بر پژوهش هاي انجام شده زنان و دختران در مصرف مواد مخدر آسيب پذيرتر از مردان و پسرانند.
نتايج يك پژوهش كه توسط مركز ملي اعتياد و سوءمصرف مواد مخدر وابسته به دانشگاه كلمبياي آمريكا و بين زنان 8 تا 22 ساله آمريكايي انجام شده حاكي از آن است كه علل مصرف مواد مخدر توسط دختران و زنان جوان با علل مصرف اين مواد توسط پسران و مردان جوان متفاوت است.
طبق اين پژوهش دختران و زنان جوان در برابر سوءمصرف يا اعتياد به مواد مخدر آسيب پذيرتر از پسران و مردان جوان هستند و سريع تر تحت تاثير مواد مخدر قرار گرفته و زودتر از پسران از عواقب مصرف مواد مخدر آسيب مي بينند.
طبق يافته هاي اين تحقيق كه در سال 2004 ميلادي انجام شده نرخ مصرف مزمن )مادام العمر( مواد مخدر در زنان پايين تر از مردان است، اما اين در حالي است كه طي سال 2000، 30درصد از كل موارد ملي پذيرش در مراكز درمان اعتياد را زنان تشكيل داده اند.
اين البته همه ماجرا نيست و به اعتقاد <سهيلا صادقي فسائي> كه تحقيق مفصلي درباره زنان درگير با مواد مخدر انجام داده است، جامعه هم استفاده از مواد مخدر توسط زنان را به عنوان يك انحراف مضاعف در نظر مي گيرد. انحراف اجتماعي از رفتارهاي هنجار و نقش هايي كه از زن به عنوان زن انتظار مي رود.
صادقي با اشاره به اينكه مروري بر تحقيقات اخير نشان مي دهد كه همواره نقش ها و توقعاتي كه نسبت به زنان وجود دارد، به توضيحاتي كه درباره درگيري زنان در مواد مخدر وجود دارد، شكل بخشيده است، مي گويد: <زنان معتاد اغلب به عنوان خاطيان از نقش هاي اجتماعي و افرادي كه نقش هاي مادري و نظارتي خود را فراموش كرده اند نگاه مي شوند و همين مساله آنها را بيشتر از مردان به انزواي اجتماعي مي كشاند و با خوردن برچسب <منحرف> عواقب اجتماعي و قانوني حادتري را پيش رويشان قرار مي دهد و در حقيقت با ناديده انگاشتن فاكتورهاي اجتماعي- فرهنگي و زمينه اي بر روي نقش زنان و پروسه هاي خرده فرهنگي تاكيد مي كنند.33(
مركزي براي بازدرماني زنان معتاد وجود ندارد
بـا در نظـر داشتن همين تفاوت ها است كه دست اندركاران دستگاه هاي دولتي نيز عاقبت به فكر ارائه خدمات ويژه به معتادان زنان افتادند و از راه اندازي اولين مركز DIC يا درمان گذري براي زنان معتاد تزريقي خبر دادند.
اين در حالي است كه به گفته مدير كل درمان ستاد مبارزه با مواد مخدر هم اكنون 24 مركز درمان گذري ) (DIC در كشور فعال است و حدود سه هزار نفر از معتادان تزريقي كه همگي مرد هستند سالانه با مراجعه به اين مراكز سرنگ يك بار مصرف رايگان دريافت مي كنند، اما زنان معتاد در صورت نياز به خدمات بهداشتي فقط مي توانند به كلينيك هاي مثلثي زير نظر وزارت بهداشت مراجعه كنند و مراكزي به عنوان درمان گذري براي آنان وجود ندارد.
طرح آمارهاي اعتياد حساس به جنسيت، ايجاد پناهگاه هاي ويژه درمانهاي اقامتي زنان معتاد، كاهش موانع مالي درمان اعتياد زنان، تعريف روش هاي مراقبت از فرزندان زنان معتاد، و آموزش سواد به زنان معتاد نيز از ديگر برنامه هايي است كه قرار است در سال جاري به عنوان اولين قدم در راه درمان اعتياد زنان، در دستور كار دستگاه هاي ذي ربط قرار بگيرد.
<روشنك وامقي> مشاورامور بانوان ستاد مبارزه با مواد مخدر كه به تازگي در اين ستاد تاسيس شده است، با اذعان به اينكه بحث اعتياد زنان از بعد پيشگيري و درمان بسيار مغفول مانده است، تاكيد مي كند: <مراجع خارجي نيز در خصوص اعتياد زنان و مردان تفاوتهايي قـائـل بـوده و معتقدند توجه به اين تفاوتها در برنامه ريزي ها سبب دستيابي به درمان و پيشگيري موفق تر مي شود.>
او با اعلام اينكه مطالعات خارجي حاكي از حداقل يك بار تحت خشونت فيزيكي يا جنسي بودن 90 تا 100 درصد زنان معتاد است، اين گروه را از نظر اقدامات پيشگيرانه حائز اهميت مي داند و مي گويد: < بعلاوه زنان به دليل انگ اجتماعي ناشي از اعتياد خود، سخت تر متقاضي درمان خودمعرف هستند.>
وامقي مانع ديگر درمان اعتياد زنان را كم بودن حمايت همسر و خانواده از زنان معتاد مي داند، چرا كه: <مرد معتاد معمولا حمايت زن خود را سالهاي درمان دارد؛ اما زنان معتاد از همان ابتداي درمان از حمايت كمتري برخوردارند. بعلاوه زنان معتاد در عين حال مادر نيز هستند و به علت مشكلات ناشي از مراقبت از فرزندان با موانع بسياري براي درمـان هاي اقامتي روبرو هستند و وضعيت اقتصادي پايين زنان نيز خود، مانعي ديگر بر سر راه درمان آنهاست.>
اعتياد؛ محور خشونت هاي خانگي
هيولاي اعتياد فقط دامنگير زناني كه به مصرف مــواد مـخــدر روي آورده انــد نمي شود و اثرات منفي آن در زندگي زناني كه با مرد معتاد زندگي مـي كننـد نيز به روشني قابل مشاهده است.
در سال هاي اخير اعتياد مردان يـكــي از عـمــده تــريــن دلايـل درخواست طلاق از سوي زنان بوده است و آمار خشونت عليه زنان نيز در خانواده هاي آلوده به اعتياد بيشتر است.
شـايـع تـرين شكل خشونت خـانگـي در ايـن خـانـواده هـا، بهره كشي از زنان و دختربچه ها در قاچاق و رد و بدل كردن مواد مخدر است و در اغلب اوقات معتادان و توزيع كنندگان مواد مخدر با توسل به ضرب و شتم يا بـه كارگيري تهديد و آزارهاي رواني از زنان و دخترانشان براي انتقال موارد مخدر استفاده مي كنند.
زن جواني كه در راهروي دادگاه خانواده براي دادخواست طلاق آمده، مي گويد: <شوهرم معتاد است و براي گرفتن مواد من را به در خانه توزيع كننده ها مي فرستد. اگر هم نروم يا آنقدر كتك مي خورم تا وادار به اطاعت شوم و يا بايد شاهد روانه شدن دختر 12 ساله ام به در خانه كساني باشم كه به هيچ كس رحم نمي كنند.>
مسوولان مراكز مداخله در بحران هاي اجتماعي هم پرونده هاي متعددي از دختراني كه براي فرار از تبعات اعتياد پدر و برادرشان فرار كرده اند، دارند. نرگس 19 ساله كه بارها اقدام به فرار از منزل كرده، مي گويد از دست آزارهاي برادر معتادش كه سرپرستي او را بر عهده دارد، فراري شده است. برادري كه در ابتدا حق الزحمه قاليبافي هاي دخترك را دود هوا مي كرد و بعد كه مصرفش بالا رفت و پول قالي ها ديگر كفاف نمي داد تن دخترك را مي فروخت و خرج اعتيادش را درمي آورد.
دختر بچه هايي كه در مراكز بهزيستي نگهداري مي شوند و از سوي پدران معتادشان آلوده مواد مخدر شـده اند، زناني كه مورد ضرب و شتم شوهران معتادشان قرار گرفته و خانواده هايي كه به خاطر اين بلاي خانمانسوز، همه هست و نيست شان را از دست داده اند نيز از ديگر آسيب هاي اعتياد براي زنان است كه به ندرت مورد توجه جدي قرار گرفته مي شود.
از اين رو به نظر مي رسد با توجه به گسترش روز افزون اعتياد در بين زنان و آسيب هاي ناشي از اعتياد مردان بر روي همسران و دخترانشان، در نظر گرفتن حساسيت هاي جنسيتي در مطالعات و اقدامات مربوط به مبارزه با اعتياد از جمله ضرورت هايي است كه غفلت از آن مي تواند تبعات جبران ناپذيري را به دنبال داشته باشد.
منابع:
11) (فصلنامه رفاه اجتماعي- شماره 12- شيوع و الگوهاي مصرف مواد و اعتياد زنان در ايران(
22) (روزنامهِ اعتماد پنجشنبه يكم تير ماه 1385 (
33)( زنان و مواد مخدر در ايران، سهيلا صادقي فسايي، جنس دوم، شماره يك(


دنبالک

آدرس دنبالک برای این نوشته:
http://www.maryam-blog.org/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/13

ارسال نظر