« مشروطه ، فرصتي براي سواد آموزي زنان | صفحه اصلی | کمپین ۱ میلیون امضا و فراروی از نخبگان »

حق خواهي زنان مشروطه، تلاشي كه به ثمر نرسيد

اعتماد ملی-شماره 156 23/5/85

ما را از پنج سالگي به مكتب مي گذاشتند آن هم نه همه دختران را بلكه ندرتا. نه ساله كه مي شديم از مكتب بيرونمان مي آوردند. اگر كتاب مي توانستيم بخوانيم يا خط مي توانستيم بنويسيم پدران عزيزمان با كمال تغير كتاب و قلم را از دستمان گرفته شكسته به دور مي انداختند كه چه معني دارد دختر خط داشته باشد مگر مي خواهيد منشي بشويد. همين قدر كه بتوانيد قرآن بخوانيد كافي است.


اين بود شرح حال ما دختران تا زماني كه شوهرمان مي دادند. اگر متشخص بوديم كه بايد چند خدمتگزار از براي ما معين كنند كه ما زحمت خدمت كردن نكشيم و فرمايش بدهيم. اگر رعيت بوديم بايد غير از خانه داري و بچه داري كار ديگري نكنيم. اگر شوهرمان يك شب قوه نداشت پنج سير نان براي ما تعيش كند ما زن ها عرضه اينكه بتوانيم خرج يك شب را به راه كنيم نداشتيم. ما زن هاي ايراني غير از زاييدن چيز ديگري بلد نبوديم. شما پدران ما بوديد كه ما را اين طور پرورديد وگر نه ما هم چون عموم خلايق داراي هوش و ذكاوت بوديم فرقي كه داشتيم ما زن بوديم شما ها مرد.>


اين چند خط كه با عنوان مكتوبات يكي از مخدرات در شماره 12 روزنامه تمدن به چاپ رسيده، شايد بهترين توصيف از وضعيت زنان در دوران مشروطه باشد.


وضعيت زناني كه اجازه تحصيل نداشتند سرنوشت محتوم آنان ازدواج در سنين بسيار پايين و تسليم در برابر مردان خانواده و شوهر بود و چندهمسري و تعدد زوجات و طلاق به خاطر ناباروري در ميانشان رواج داشت.


در چنين شرايطي بود كه با آغاز حركت مشروطه خواهي، زناني كه تا پيش از اين براي خروج از خانه نيز با محدوديت روبرو بودند، با بازشدن فضاي سياسي و اجتماعي كشور، به خيابان ها آمدند و به جمع مشروطه خواهان پيوستند.


زنان البته پيش از آن نيز در حركت هايي همچون جنبش تنباكو و شورش براي قحطي نان در سال 1277 اولين حضورهاي موفقيت آميز خود را تجربه كرده بودند. اما با شروع حركت هاي مشروطه خواهي جدي تر و پررنگ تر از قبل پا به ميدان گذاشتند و از آوردن علما به مسجد براي سخنراني و حفظ جان گرفته تا تحصن و شركت در جبهه هاي نبرد، با مردان همراه بودند.


چنانكه به هنگام محاصره يازده ماهه تبريز، زنان اين شهر اغلب كارهاي پشت جبهه را برعهده داشتند، براي مجاهدان غذا مي پختند. لباس مي دوختند. جوراب مي بافتند. پوكه هاي خالي فشنگ را پرمي كردند. از سنگري به سنگر ديگر خبر و غذا مي رساندند. شب نامه پخش مي كردند. پرستاري و مداواي زخميان را بر عهده داشتند. با فروختن جهيزيه و زيور آلاتشان به مجاهدين كمك مالي مي رساندند و حتي برخي از آنها با لباس مردانه مي جنگيدند و كشته مي شدند.


پس از پيروزي مشروطه نيز زنان همچنان در كنار مشروطه خواهان بودند.


هنگامي كه قرار شد براي بانك ملي سرمايه تهيه شود، زنان بسياري با فروختن زيور آلات و وسائل خانه شان مبلغ قابل توجهي براي كمك به بانك ملي جمع كردند و حكايت هاي فراواني از زناني نقل شده كه همه پس انداز و ذخيره يك عمر خود را كه گاه يك النگوي طلا و گاه 5000 تومان بود، به بانك ملي اهدا كردند.


در تحريم كالاهاي وارداتي و ترويج منسوجات وطني نيز زنان نقش قابل تاملي داشتند و با تشكيل انجمن و نوشتن مقالات در روزنامه ها سعي كردند زنان را به حمايت از محصولات داخلي تشويق كنند.


مهمترين تاثير زنان آن دوران را اما شايد بتوان در اولتيماتوم روسيه و انفعال دولت-مردان آن زمان مشاهده كرد. روسيه در اثر اصلاحات شوستر اخراج او را از پارلمان ايران خواستار شد و آنها به مجلس شوراي ملي اولتيماتوم دادند كه اگر اخراج شوستر را نپذيرند به ايران حمله خواهند كرد و مجلس نيز در آستانه پذيرش اولتيماتوم روسيه بود. بعد از علني شدن اين ماجرا، زنان فعال ايران در شهرهاي اصفهان، قزوين و تبريز به سمت تهران حركت كردند و موفق شدند كه با بسيج 500 نفر اعتصاب بزرگي را تدارك ببينند.


<انجمن مخدرات وطن> يكي از تدارك كنندگان اين اعتراضات بود كه علاوه بر شركت فعال در تظاهرات، با انتشار فراخواني خطاب به عموم زنان ايراني، انان را به مقاومت و ايستادگي در برابر اولتيماتوم فراخواند و عاقبت چنانچه مورگان شوستر روايت مي كند: <سيصد نفر از زنان از خانه و حرمسرا خارج شدند، در صف هاي منظم، با اراده تزلزل ناپذير در حالي كه چادرهاي سياه بر سر و نقاب هاي مشبك سفيد بر روي داشتند، به طرف مجلس رهسپار شدند. بسياري از آنها در زير لباس يا آستين طپانچه يا كاردو قمه پنهان كرده بودند و چند نفر با بيانات آتشين سخنراني كردند و گفتند اگر وكلاي مجلس در انجام فرايض خود و محافظت از شرف ملت ايران ترديد كنند، ما مردان و فرزندان خود را كشته و اجسادشان را همين جا خواهيم افكند.>


با اينگونه اقدامات بود كه زنان كم كم از پستوي خانه ها بيرون آمده و براي پيشبرد اهداف مشروطه دست به فعاليت زدند. اين اقدامات اگرچه در جهت احقاق حقوق زن ايراني نبود و بيشتر در راستاي اهداف ملي و احساسات ناسيوناليستي آن زمان قرار مي گرفت، اما شروعي بود براي ورود زنان به عرصه اجتماع كه فعاليت هايي همچون تاسيس مدارس دخترانه، راه اندازي نشريات زنان و تشكيل انجمن هاي نسوان را در پي داشت.


در آن دوران زنان هنوز تصور مشخصي از خواست هاي مستقل خود نداشتند و گمان مي كردند استقرار حكومتي ملي و مشروطه خواه، آزادي و احقاق حقوق همه مردم از زن ومرد را در پي خواهد داشت، اما با تصويب قانون اساسي مشروطه و قرار دادن زنان در رديف ديوانگان و كودكان و محروميت آنها از حق راي، زنان مشروطه خواهي كه در اين حركت همراه مردانشان بودند تلاش براي بدست آوردن خواسته هاي خود را آغاز كردند و نخستين نطفه هاي جنبش زنان ايران را شكل دادند. جنبشي كه با اهدافي ملي و عدالتخواهانه آغاز شد و با راه اندازي مدارس دخترانه و انجمن هاي زنانه حمايت شد.


اولين روزنامه هاي زنان همزمان با راه اندازي نخستين انجمن ها و مدارس زنان و در دوره اي كه فعالان زن براي كمرنگ كردن تبعيض هاي موجود تلاش مي كردند منتشر شد. با اين وجود اما، بيشتر مطالب اولين نشريات زنان به موضوعاتي همچون خانه داري و شوهرداري اختصاص داشت و آگاه سازي و تربيت زن به عنوان مادر وهمسر خط مشي اصلي اين نشريات معرفي مي شد. اما با گذشت زمان و ورود فعالان حقوق زنان به عرصه مطبوعات پرداختن به مباحثي همچون حقوق اجتماعي، حق راي و حتي مشاركت و اظهار نظر در مسائل سياسي داخلي و بين المللي در نشريات زنان آغاز شد و با وجود موانعي همچون توقيف، فشارهاي سياسي و اجتماعي و مشكلات مالي براي اداره نشريه، مجلات زنانه يكي پس از ديگري منتشر شده و وضعيت و مطالبات زنان آن دوران را منعكس مي كردند.


زنان ايراني كه از خلال فعاليت ها و تلاش هاي مشروطه خواهانه و ملي گرايانه نسبت به موقعيت فرودست شان آگاه شده و تلاش براي بهبود وضعيت شان را آغاز كرده بودند، اغلب از خانواده هاي طبقات متوسط و بالاي شهري بودند كه به نحوي امكان آموزش داشتند و زنان درباري همچون دو تن از دختران ناصرالدين شاه به نام هاي تاج السلطنه و افتخارالسلطنه، برخي شاهزاده هاي قاجار همچون محترم اسكندري و همسر رئيس شهرباني تهران نيز از جمله زناني بودند كه با تشكيل انجمن هاي زنانه در راه بهبود وضعيت زنان تلاش مي كردند. اين تلاش ها حمايت مردان متنفذي از مشروطه خواهان را نيز همراه داشت. چنان كه روزنامه نگاران و نويسندگان سرشناسي چون دهخدا، ايرج ميرزا، صوراسرافيل در زمره حاميان بودند و مطالب مربوط به احقاق حقوق زنان را در روزنامه هايي چون صوراسرافيل، مساوات، حبل المتين و ايران نو منتشر مي كردند.


روش هايي كه زنان آن دوران در پيش گرفته بودند نيز بسيار متنوع بود و از تشكيل انجمن و مدارس دخترانه تا راه اندازي روزنامه و برپايي گردهمايي و تظاهرات را شامل مي شد و گهگاه نيز زنان فعال با ايجاد كنفرانس ها و حتي نمايشنامه ها، پول جمع كرده و آنرا در خدمت جنبش زنان قرار مي دادند. چنانكه در بهار سال 1289 نزديك به 500 نفر زن باحضور و شركت خود در يك نمايش تئاتري و فروش بليت هاي صد توماني موفق شدند كه هزينه لازم براي دختران يتيم يك مدرسه اكابر و يك كلينيك زنانه داير كنند. در سال هاي 129001289 نيز برنامه هاي مختلف فرهنگي در تهران و تبريز توسط زنان برگزار شد كه در نوع خود بي نظير بودند.


آغاز بيداري زنان ايران و فعاليت براي احقاق حقوشان اما به يك دهه قبل از مشروطه بر مي گردد. در دهه 1270 شمسي، برخي مردان متفكر آزادي خواه و مشروطه طلب ايراني كه با جنبش زنان اروپا آشنا بودند، مقالاتي در باره وضعيت و حقوق زنان نوشتند كه در تغيير افكار عمومي نقش مهمي داشت <ميرزا آقا خان كرماني>؛ در كتاب <صد خطابه> به مسائل زنان نيز پرداخت و انزواي زن، حجاب، چندهمسري مردان را مورد بررسي قرار داد.


در همين سال ها ميرزا ملكم خان مقاله اي درباره آموزش زنان نوشت و ميرزا يوسف خان اعتصام الملك، پدر پروين اعتصامي و صاحب مجله <بهار>، كتاب <تحريرالمرئه>، تاليف قاسم امين مصري، را در حقوق و آزادي زنان به فارسي ترجمه و به نام <تربيت نسوان> در تبريز چاپ كرد.


در مجموع، چهار متفكر معروف پيش از انقلاب مشروطه ميرزا ملكم خان، ميرزا آقا خان كرماني، شيخ احمد روحي و آخوندزاده در آثار خود طرفدار دموكراسي و آزادي زنان بودند و از حقوق آنان براي آموزش حمايت مي كردند. از سوي ديگر فعاليت هاي زنان مشروطه خواهي كه در خارج از كشور بودند نيز سهم بسزايي در توجه زنان به تغيير وضعيت شان داشت. زنان مشروطه خواه تبعيدي كه در استانبول اقامت داشتند با راه اندازي< كميته نسوان ايراني> علاوه بر حمايت از مشروطه ارتباطات گسترده اي را با گروه هاي مدافع حقوق زنان در كشورهاي مختلف گرفت و علاوه بر درخواست از آنها براي حمايت از مبارزه زنان ايراني، سهم بسزايي در آگاه كردن زنان ايراني از فعاليت هاي مشابهي كه در ساير نقاط جهان به انجام مي رسيد داشتند و توانستند زمينه را براي فعاليت هاي مشترك در راستاي دستيابي زنان به حقوق فردي و اجتماعي شان فراهم كنند.


با همه اينها اما جنبش احقاق حقوق زنان در مشروطه نتوانست اهداف خود را عملي كند. چرا كه اين جنبش حاميان اندكي داشت و اين مباحث بيشتر در بين طبقات متوسط و بالاي جامعه شهري مطرح مي شد و از سوي ديگر زنان تجربه مشاركت اجتماعي نداشتند و چنانكه <منگول بايات فيليپ> مي گويد: <به نظر مي رسد مشاركت زنان در وقايع سياسي 129001284 خودجوش و فاقد هرگونه حركت سازماندهي شده توسط خودشان بود و سازمان دهي و فعاليت سياسي زنان پيشينه اي تاريخي و سنتي اجتماعي نداشت تا بتواند راهنماي زنان باشد.>

دنبالک

آدرس دنبالک برای این نوشته:
http://www.maryam-blog.org/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/16

ارسال نظر