روزنامه اعتماد ملي
سالخوردگان گيلاني هنوز زن كوچك اندام جواني را كه با روسري كوتاه و پالتوي هميشگياش به دنبال راهاندازي مدرسه و كتابخانه و روزنامه براي زنان بود، به ياد دارند و «روشنك نوعدوست» را با مجله پيك سعادت و مدرسه دخترانه سعادت نسوان ميشناسند.
روشنك نوع دوست(1277 خورشيدي) چنانچه «فريدون نوزاد» محقق قديمي گيلاني مينويسد:" سواد خواندن و نوشتن را از پدر پزشكش آموخت و رياضيات را از شيخ «علي تنها» جاودانه مرد فرهنگ پژوه گيلان فرا گرفت. او در ميان روشن فكران زمان و خصوصان بانوان متجدد و صاحب فضيلت گيلان جاي خود را باز كرد و براي رهايي زن از گرداب جهل و بي سوادي، در سن 21 سالگي به افتتاح مدرسه دخترانه نسوان در سال 1296 خورشيدي، دست زد."
دبستان سه كلاسهاي كه بيشتر شاگردان آن محصلان بي بضاعتي بودند كه با هزينه شخصي روشنك و معلمان مدرسه مجال آموختن پيدا كرده بودند و روشنك نوعدوست كه خود دروس اوليه از پدر پزشكش و زبانهاي فارسي و عربي را در كلاسهاي خصوصي آموخته بود، به زناني كه امكان سوادآموزي نداشته بودند نيز درس ميداد و علاوه بر آن كلاسهاي مختلفي را براي آ»ها برگزار ميكرد.
تشكيل انجمن نسوان كه بسياري آن را يكي از بزرگترين موفقيتهاي زنان در آن سالها ميدانند از ديگر فعاليتهاي روشنك نوعدوست بود. او در سال 1302 جمعيت " پيك سعادت نسوان را با هدف كسب حقوق سياسي و اجتماعي زنان تشكيل داد. در ابتداي كار برنامه اين جمعيت تشكيل اكابر و دبستان، تاسيس كتابخانه و قرائت خانه و برگزاري جلسات سخنراني بود، اما با گسترش فعاليتهاي زنان انتشار نشريه "پيك سعادت نسوان" نيز در دستور كار جمعيت قرار گرفت.
روشنك نوع دوست در شماره اول نشريه اش، هدف از انتشار پيك سعادت نسوان را اينگونه بيان ميكند: " در اين هنگام كه پردههاي سياه بختي و هزارگونه عوامل تيره روزي سد بزرگي در مقابل ترقيات نسوان گرديده، در اين زمان كه اصول اجتماعي تمام ملل خاموش و عقب مانده اصلاح و سر و صورت نوين به خود ميگيرد و بالاخره در وقتي كه ايران هم از خواب غفللت طولاني خود جنبش نموده.... با اين اوضاع اسفناك و رقتآور حياتي و معارف، نسوان ايران ما هم به نوبه خويش سكوت را بيش از اين جايز ندانسته خامه ناتوان به دست گرفتيم كه تا حد امكان عوامل و وسايل سيه روزي را نشان داده، اصلاحات اساسي آن ها را خواستار شويم."
پيك سعادت نسوان نيز همانند ديگر نشرياتي كه در آن دوران از سوي زنان منتشر ميشد مبارزه با كليشههاي سنتي مردان و زنان و احياي هويت زنانه را در دستور كار خود قرار داده بود و با مقالاتي با عنوان «علت تيره روزي»، «زن در جامعه»، «سهم مادرها در ترقي و تجدد ايران»، «تشريح اوضاع زنان در افغانستان»، «عاقبت صيغه روي» و ... تلاش ميكرد تا قوانين و سنتهايي را كه عموما بر چارچوب مردانه متكي بودند به چالش بكشد.
عهده دار شدن مسئوليت يك نشريه آن هم در 80 سال قبل چندان راحت نبود.چنانكه روشنك در شماره دوم مينويسد: «بر اثر عادت بي منطقي در جامعه مع براي زن، رفتن در چاپخانه و انجام دادن عمل سهل غلط گيري عيب است. زيرا ياد گرفته اند زن را فقط و فقط مستوره بدانند و پرده نشين بخوانند.... و علت اين نواقص بي شمار يك چيز است: ما زن هستيم و بدتر از همه ايراني و آنان عادت كردهاند كه ما را ضعيفه و بيچاره و سر و دست شكسته و بي دست و پا بنامند.»
اين نشريه كه از فرودين ماه 1306 تا شهريورماه 1307 به صورت دو ماهنامه منتشر ميشد، پس از آن به دلائل نامعلومي از انتشار بازماند.
اما روشنك فعاليت هاي خود را درقالبي ديگر ادامه داد و با افتتاح قرائت خانهاي به نام پيك سعادت در سال 1309 گام ديگري در آگاهسازي زنان برداشت.
او علاوه بر تاسيس مدرسه و كتابخانه و راه اندازي نشريه، از اجراي تئاترهاي زنانه نيز براي آنچه خودش «مبارزه اجتماعي» و «قدمهاي سريع در راه تعالي و نجات و تثبيت حقوق مدني نسوان» ميناميد، بهره ميبرد و با با تشكيل مجمع فرهنگي و هنري پيك سعادت نسوان، اولين تئاتر زنان در گيلان را در 25 اسفند 1302 با نام «دختر فروشي» كه دقيقا گزارش زندگي زنان آن دوران بود، در تماشاخانه اولوش بيك به روي پرده برد.
اين گروه در كنار اجراي تئاترهايي كه به مشكلات آ» روز زندگي زنان مي پرداخت، به تبعيت از تئاترهاي آن زمان در تهران، بخشي از آثار «مولير» را نيز براي زنان اجرا ميكرد و كليه درآمدهاي حاصله را صرف مدرسه سعادت نسوان و نشريه پيك سعادت نسوان مي كرد.
در آن زمان رشت دومين شهري بود كه پس از تهران، تئاتر را از انحصار مردان خارج مي كرد، اما عمر اين مجمع فرهنگي و هنري چندان طولاني نبود و به بهانه مخالف بودن با سياست هاي روز ، براي هميشه تعطيل شد.
جمعيت پيك سعادت نسوان همچنين اولين گروهي بود كه هشت مارس را در سال 1300، 11 سال پس از پیشنهاد کلرازتکین برای نامگذاری این روز به روز جهانی زن، در ايران برگزار كرد، تا اعلام كنند: « ما هم امروز جمع شده ایم تا برای نخستین بار درایران ندای حق طلبانه زنان ایران را در این روز به گوش جهانیان برسانیم.»
اين مراسم البته به زندان افتادن موسسان جمعيت پيك سعادت نسوان از جمله روشنك نوع دوست و شوكت روستا را از سوي حكومت رضاخان در پي داشت.
تنها اطلاع موثقي كه از ادامه زندگي و فعاليتهاي اين بانوي ايراني به جاي مانده اين است كه او تا سال 1320 كاملا تحت نظر شهرباني بود و با وجود توقف انتشار روزنامه و اجراي تئاتر، توانست مدرسه دخترانه سعادت نسوان را حفظ كند.