« روزنامه اي براي رستگاري زنان بيچاره؛دهه اول قرن ۱۳،بهار نشريات زنان(بخش پاياني) | صفحه اصلی | كودك آزاري را گزارش كنيد »

زنان مشروطه ؛مشروطه، بهار نشريات زنان(۱)

سرمایه/2 شهریور 85

اولين نشريه ويژه زنان، سال 1289 شمسي، هفتاد و پنج سال پس از انتشار «كاغذ اخبار» اولين روزنامه ايران پا به عرصه مطبوعات گذاشت.

هر چند پيش از آن نيز زنان در نشرياتي همچون صوراسرافيل، حبل المتين، مساوات، ايران نو، نداي وطن و ملانصرالدين كه توسط مردان منتشر مي شدند قلم مي زدند و گاه مقاله اي به قلم زنان يا در شرح حال وضعيت و مشكلات زنان در اين نشريات به چاپ مي رسيد اما آغاز روزنامه نگاري زنان، با قلمي زنانه و براي زنان به چهار سال پس از مشروطيت برمي گردد.

دانش، نخستين تجربه روزنامه نگاري زنان
«دانش روزنامه اي است مفيد به حال دختران و نسوان و به كلي از پولتيك و سياست مملكتي سخن نمي راند.» اين خط مشي كه در نخستين سرمقاله دانش اعلام شد، تا آخرين روزهاي عمر يك ساله دانش ادامه داشت و بيش تر موضوعات مطرح شده در اين مجله درباره «مباحث اخلاقي، علم خانه داري، بچه داري و شوهرداري» بود.

«دانش» اولين نشريه زنانه ايران بود كه در سال 1289ش 19100 ميلادي) به مديرمسوولي خانم «كحالي جديدالاسلام همداني» در هشت صفحه وزيري راه اندازي شد.

سه شماره اول «دانش» با همكاري «محمد علي صفوت تبريزي» منتشر شد و نام «ع.صفوت» به عنوان سردبير به چشم مي خورد. پس از آن اما، نخستين نسل زنان روزنامه نگار ايراني زمام امور مجله را به دست خود گرفتند و چندي بعد در اقدامي كه نمايندگان مجلس شوراي ملي را نيز به تعجب و حيرت نشاند، جسورانه چهارمين شماره هفته نامه «دانش» را با قيمت يك عباسي (چهار شاهي) در تهران توزيع كردند.

نشريه «دانش»، زنان را با محوريت نقش مادري و همسري مورد توجه قرار مي داد و مطالبي را منتشر مي كرد تا آنان را هر چه بيش تر به وظايف زنانه خود كه منطبق با ديدگا هاي سنتي رايج در آن زمان بود، آگاه كند و مخاطبان خود را نيز زنان طبقه بالا و متوسط جامعه در نظر مي گرفت.

با وجود اين كه مسايلي همچون ازدواج با اختلاف سني زياد، تعدد زوجات، حقوق زن در خانواده و... نيز كه آن روزها بحث داغ محافل زنان بود، انعكاس چنداني در «دانش» نداشت، گاهي مطالبي كوتاه درباره زناني كه به طور غيرقانوني صاحب فرزند مي شدند، بي حرمتي هايي كه در خيابان براي زنان پيش مي آمد و زندگي زنان طبقه متوسط شهري كه پس از ازدواج از ديد شوهرانشان همچون كنيز تلقي مي شدند، در دانش مطرح مي شد و علاوه بر آن «دانش»، تلاش خود را معطوف به رواج سواد آموزي زنان كرده و اخبار مربوط به مدارس دختران در اكثر شماره هاي آن درج مي شد. نويسندگان اين مجله همواره تحصيل و علم آموزي دختران را راهگشاي مشكلات زنان عنوان مي كردند و معتقد بودند: «خانم نجيبه محترمه اگر سواد ندارد، بايد فورادر پي تحصيل سواد برآيد و درس بخواند; چرا كه زن بي سواد، صاحب عقل و تميز نخواهد شد.»
«دانش» يك سال بيش تر عمر نكرد و در سي امين شماره آن اعلام شد، دكتر طحال به خاطر شدت گرما و ضعف مزاج به شميران رفته اند و مجله تا دو ماه منتشر نمي شود. اين تعطيلي موقت اما، دايمي شد و مجله «دانش» پس از يك سال انتشار به خاطر مشكلات مالي و برخي فشارهاي سياسي متوقف شد.

اولين نشريه زنان ايران كه تلاش خود را معطوف به افزايش دانش زنان براي بهبود موقعيت آن ها و در نتيجه خدمت به خانواده و مملكت قرار داده بود، توانست با درج مقالاتي در رابطه با بهداشت، طب و تربيت كودكان ديدگاه تازه اي را در رابطه با اين مسايل به زنان ايراني ارايه كند و مهم تر از آن آغازي براي روزنامه نگاري مستقل زنان باشد.

زنان در روزنامه خودشان كانديدا معرفي مي كنند
«شكوفه» دومين مجله اختصاصي زنان در ظاهر راه و روشي همچون «دانش» را پيش رو گرفته بود و به روايت مدير مسوولش، «مريم عميد سمناني» روزنامه اي بود: «اخلاقي- ادبي، حفظ الصحه اطفال، خانه داري، بچه داري، مسلك مستقيمش تربيت دوشيزگان و تصفيه اخلاقي زنان راجع به مدارس نسوان» اما با مطالعه مطالب مندرج در آن مي توان به روشني تلاش براي تساوي حقوق زن ومرد را نيز مشاهده كرد.

از سوي ديگر; اين نشريه به جاي اين كه مطابق با عرف آن زمان و رويه حاكم بر دانش، فقط زنان را به مراعات حال مردان دعوت كند، بر مردان ايراني خرده مي گرفت كه «...رويه زن داري و فلسفه پولتيك و مد معاشرت و رفتار با عيال خود را نمي دانند و هميشه گمان مي كنند زن مخلوقي است غير از انسان....»

اين نشريه كه دو سال پس از تعطيلي «دانش» در سال 1292 ه .ش منتشر شد، از سال سوم به بعد مسايل سياسي مانند استقلال ملي، مبارزه با نفوذ بيگانگان، تحريم كالاهاي وارداتي، ترويج منسوجات وطني و وظايف زنان در قبال اين موضوعات را نيز مورد توجه قرار داد و يكي از مهم تر ين و شجاعانه ترين اقدامات آن را مي توان معرفي كانديداهاي مورد قبول زنان در انتخابات دوره سوم مجلس شوراي ملي عنوان كرد. در آن زمان كه زنان نه حق راي داشتند و نه حق هيچ گونه مشاركت و اظهارنظر سياسي، وزارت معارف مجله «شكوفه» را به جرم مشاركت طلبي سياسي و اعلام موضع سياسي توقيف كرد و در نامه اي به مزين السلطنه نوشت: «چاپ آگهي انتخاباتي از وظيفه و مسلك روزنامه (شكوفه) خارج است و مقالات مندرج در شكوفه بايد از مسلكي كه سابقاخود را به آن معرفي كرده، تجاوز نكند.»

توقيف «شكوفه» با توضيح مزين السلطنه مبني بر اين كه به دليل «كثرت اصرار و ابرام پاره اي از مخدرات» ناگزير به چاپ اين آگهي شده و چنين آگهي را «داخل در مسايل سياسي نمي پنداشته»، رفع شد و دومين نشريه اختصاصي زنان تا سال 1298 ه .ش و مرگ مدير مسوولش هر دو هفته در چهار صفحه منتشر مي شد كه البته برخي هم عمر آن را چهار سال و تعطيلي اش را به خاطر جنگ جهاني اول و احتكار و گران شدن كاغذ عنوان كرده اند.

شكوفه همچنين توجه به وضعيت مدارس دخترانه را در دستور كارش قرار داده بود و در هر شماره گزارشي از وضعيت مدارس دختران و فراخوان براي كمك روشنفكران به تحصيل دختران و زنان در اين مجله منتشر مي شد و از همين رو بيش تر فروش آن نيز در مدارس دخترانه بود.

«شكوفه» اولين نشريه ايراني بود كه با چاپ كاريكاتور در صفحه آخر اوضاع نابسامان اجتماعي- سياسي را به چالش مي كشيد. لحن طنز آميز و انتقادي اين نشريه، توجه داشتن به عامه زنان ايراني، پرداختن به مسايل متنوع اجتماعي و سياسي از ديگر ويژگي هاي اين نشريه زنانه محسوب مي شوند.

زبان زنان; تجربه اي نو در روزنامه نگاري زنان«زبان زنان» سومين نشريه اختصاصي زنان ايران، تجربه اي متفاوت در روزنامه نگاري زنان بود. اين دو هفته نامه كه از سوي «صديقه دولت آبادي» يكي از مشهورترين فعالان حقوق زنان در اصفهان منتشر مي شد، اولين نشريه اي بود كه مجوز آن به نام يك زن صادر مي شد . اين مجله در كنار مسايلي همچون خانه داري، شوهرداري و بهداشت فردي و اجتماعي، مباحث سياسي و اجتماعي روز را در سرلوحه مطالب خود قرار داده بود و به صراحت از وضعيت زنان در ايران انتقاد مي كرد.

دولت آبادي اعتقاد داشت كه انديشه ها و اهداف زنان ايراني نيز بايد در جامعه مطرح شوند و بر اساس همين ديدگاه بود كه «زبان زنان» به حوزه هايي مانند سياست كه ورود آن براي زنان ممنوع بود وارد شد و علاوه بر پيگيري رخدادها و تحولات سياسي كشور، با نقد و بررسي عملكرد دولت هاي وقت مواضع سياسي زنان تجدد طلب و آزادانديش را بيان كرده و راه را براي مشاركت زنان در عرصه سياسي هموار مي كرد.

«زبان زنان» كه در نظر مورخان مشروطه «نشريه اي جنجالي» ياد شده، در بسيج زنان براي مخالفت با قرارداد 1919 ميلادي بين دول انگليس و ايران در زمان نخست وزيري وثوق الدوله نيز نقش موثري بازي كرد و همين مساله بهانه اي براي توقيف آن شد.

پس از توقيف «زبان زنان» در دومين سال انتشارش، تحريكات مخالفين عرصه را بر صديقه دولت آبادي در اصفهان تنگ كرد و مخالفان او با اقداماتي همچون حمله و سنگ باران كردن خانه مسكوني او و دفتر مجله اش، دولت آبادي را مجبور به ترك اصفهان و اقامت در تهران كردند.

«زبان زنان»، اولين نشريه اي بود كه نام «زن» را در عنوان خود آورده بود و در سرلوحه روزنامه نوشته شده بود كه «تنها نوشته هاي زنان و دختزان پذيرفته مي شود»; چرا كه به اعتقاد صديقه دولت آبادي صفحات محدود اين روزنامه به زنان اختصاص داشت و مردان، حتي هواداران حقوق زنان، مي توانستند مطالب خود را در روزنامه هاي ديگر منتشر كنند.

اين نشريه مسايل تئوريك مدرن مانند سوسيال دموكراسي و سوسياليسم را در روي صفحات خويش پيش مي كشيد كه مي تواند نشانگر سعي صديقه دولت آبادي با هدف فراهم آوردن پايه هاي لازم نظري براي جنبش زنان در زمينه دستيابي به حقوق فردي و اجتماعي شان باشد.